امشب ای ماه به درد دل من تسکینی ...

چند باری وسط صحبت های درد و دلی ـ که بدجوری می‌­چسبه کنج دلت و بهت آرامش القا می­کنه ـ رسیده بودیم به اینکه من نوعی اگه یه تیکه از خودم رو، شخصیتم رو، رفتارم رو، راه و روشم رو، بدون اینکه احساس به تغییری در خودم حس کنم و صرفا به خاطر بقیه حذف کنم، از خودم جدا کنم و پرتش کنم دور، اونی که مونده دیگه من نیستم، یکی دیگه ست. انگار که با از دست دادن قسمتی از هویتت، همه ی اون رو از دست میدی. هر بار با اطمینان می­‌گفت و می­‌گفتم، تایید می­‌کردم و تایید می­‌کرد. تا اینکه یه روز وقتی بدجوری توی یه موقعیت بدی گیر افتادم جور دیگه ای به قضیه نگاه کردم، انگار چاره ای نداشتم و این دفعه لازم بود خودم رو از دست بدم، با خودم فکر می­‌کردم راندمان هیچ ماشینی هم صد در صد نیست و این توقع زیادی از خودمه که با همه ی خودم به مقصد برسم، شده بودم مثل کسی که داره غرق می‌شه و دست و پا میزنه، که هیچ موقع سالم و سرحال نمی­‌رسه به ساحل، حتما زخمی شده، لباس هاش پاره شده، نفس نفس میزنه، بالا میاره، بیهوش میشه و ... ولی همه اینا می ارزه به بقا، به حیات، به زنده بودن و با خودم فکر کردم لابد باید بیارزه و قانون نانوشته دنیا اینه که باید از دست بدی تا بدست بیاری، تا چیزهای ارزشمندتری رو بدست بیاری. دفعه بعد که دیدمش و افتادیم به حرف، دیدگاه جدیدم رو بهش گفتم، توقع داشتم تاییدم کنه یا حداقل به چیزهایی که گفتم فکر کنه ولی بلد راه بود. مثه همیشه جلوتر از من رفته بود. با تجربه تر بود و چیزهایی رو می‌­دونست که من هنوز بهشون نرسیده بودم. بهم گفت درسته که راندمان هیچ ماشینی صد در صد نیست ولی هیچ ماشینی نمی‌­تونه بدون چهار تا چرخ حرکت کنه و جلو بره. بهم گفت چرخ هاتو نگه دار، ازشون محافطت کن، بهشون نیاز داری ... و تو باور کن این مکالمه برای من بهترین فیلسوف بازی درد و دلانه بود.

[1]

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

(タイトルなし) のデコメ絵文字شهریار

یکتـا جمعه ۲۲ دی ۹۶
نظرات (۱۵)
هیده ...
۲۲ دی ۹۶، ۰۱:۰۵
دقیقا همینطوره . یعنی تشبیه خیلی خوبی بود . هیچی ماشینی بدون چرخ و موتور به مقصد نمی رسه .
یه وقتایی هم مهمی که برای چی ؛ برای کی بخشی از خودت رو جا بذاری.
پاسخ:
آره هیده جانم مهمه، فاعلش مهمه، مفعولش هم مهمه ... 

رامین :)
۲۲ دی ۹۶، ۰۱:۱۴
بعضی وقتا هزینه این از دست دادن‌ها زیاده. آدم اولش نمی‌بینه. حتی تصورشم نمی‌تونه بکنه. تغییر که کردی می‌بینی چه کلاه گشادی رفته سرت. حالا مگه میشه برگشت به قبل؟ تلاش پشت تلاش. فایده‌ای نداره. تصمیم می‌گیری دفعه بعد تا آخرین نفس، واسه حفظ اصول اساسی زندگیت بجنگی
پاسخ:
میدونی رامین ؟ باید بیارزه ...
خیلی وقتا خیلی جاها از خودم میپرسم، می ارزه ؟ 
رهگذر
۲۲ دی ۹۶، ۰۲:۴۶
سلام
امیدوارم خوب باشی
میگم! منظورش از چهار چرخ ، و اینکه چرخ هاتو نگه دار چی بود؟؟
پاسخ:
سلام
مرسی از لطفت.
شما خودت چی فکر میکنی ؟
Faber The Great
۲۲ دی ۹۶، ۰۲:۵۴
این فلسفه‌ای که بازگو می‌کنم مربوط می‌شه به یکی از شخصیت‌های انیمه ناروتو شیپودین:
گاهی برای دانستن باید آسیب ببینی، برای روییدن باید نزول کنی و برای بدست آوردن باید از دست بدی؛ زیرا که زندگی بزرگترین درس‌هایش را از طریق رنج می‌آموزد! :)
پاسخ:
عااااااااالـــــــــــی :)
مترسک ‌‌
۲۲ دی ۹۶، ۰۶:۳۸
خدا برای هم نگهتون داره :)
پاسخ:
ممنونم :)
♫ شباهنگ
۲۲ دی ۹۶، ۰۹:۲۳
بانو، شما خیلی خوب می‌نویسید. به دل می‌شینه حرفاتون. بیشتر بنویسید :دی
یهو نرید و یه ماه، دو ماه غیبتون نزنه لطفا
پاسخ:
چش چش :))
مهرداد
۲۲ دی ۹۶، ۰۹:۲۵
ضروریات را باید نگه داشت تا قادر به ادامه دادن باشیم ،سقراطی
اما گاهی وقت ها سخته انتخاب...
:)
پاسخ:
آره قبول دارم، یه وقتا خیلی سخته ...
تیردخت :)
۲۲ دی ۹۶، ۱۰:۳۰
همیشه هم از دست دادن نیست .گاهی تیکه های جدیدی به وجودت اضافه میشه که بعد از مدتی میبینی عین به پارچه ی چل تیکه خوشگل شدی ... و کلی بیشتر از قبل طرفدار داری:)
پاسخ:
صد البته که آدم باید همیشه سعی در پیشرفت و طی کردن یه سیر صعودی برای خودش باشه ...
:)
آسـوکـآ آآ
۲۲ دی ۹۶، ۱۲:۲۶
به نظرم این جور آدما
واسه زندگی هر کسی
یه نیاز ضروریه
اینکه یکی بدون اینکه شاید حتی بخواد
باعث حرکتت بشه
واقعا هیچ ماشینی بدون 4 چرخ ماشین نیست :)
پاسخ:
ارزشمنده بودنشون ... خیلی ارزشمنده :)
محمود دوم
۲۲ دی ۹۶، ۱۳:۵۲
اینکه فکر میکنین شخصیت، هویت و خودتون رو میتونید -چون خودتون میخواین- مصون نگه دارین برام جالب و درعین حال غم انگیزه، ایکاش خودمم چنین دیدگاهی داشتم :)
پاسخ:
غم انگیز نباشه !
چون مطمئن باش هر کسی برای خودش حریص ترینه و برای خودش همیشه دنبال بهترین هاست ...
بَلـ ـوط
۲۲ دی ۹۶، ۲۱:۲۷
بهم گفت چرخ هاتو نگه دار، ازشون محافطت کن، بهشون نیاز داری ...

می دونی یکتا، وقتی آدم مجبور باشه یه تیکه از خودش رو جا بذاره و بره، مثل اینه که فقط به فکر زنده موندن تو اون لحظه اس. ولی یه ماه بعد، یه سال دیگه می بینی بدون اون تیکه، بدون اون پازل از خودت که نیست، نمی تونی ادامه بدی. مثل آهنربا تو رو می کشه به عقب. دنبال گمشده ات می گردی و انرژیت به جای صرفِ حرکت رو به جلو، به مقاومت در برابر برنگشتن به عقب می گذره. یه روزی، یه جایی یا باید بچرخی و خرده ریزه های وجودت رو جمع کنی و یا با حسرتش، شکسته و از دست رفته، ادامه بدی.
همه ی خودت رو، با شجاعت، با جنگندگی، نگه دار. آره، ازشون محافظت کن چون بهشون نیاز داری...
پاسخ:
میدونم ...
اگه یه تیکه ات رو از دست بدی، یه روزی یه جایی یه جوری پشیمونی میاد گیرت میندازه ... و بهت نهیب میزنه که ارزششو نداشت ... 
تنهای او
۲۲ دی ۹۶، ۲۲:۱۴
حرفش درسته
چرخ هاتو نگهدار
و آدم راه بلدتو خدا نگهداره.

دفعه بعد وقت درد دل های فیلسوفانه سنگی هم به سنگ من بزن ....

انتخاب بیت هاتم منو کشته
پاسخ:
همه هم مشتاق این جنس درد و دل :))
آخ که چقدر می چسبه .... 
عباس زاده
۲۳ دی ۹۶، ۱۲:۰۷
پایدار باشه این درد و دل‌ها ...




سلام علیکم
عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب
پاسخ:
الهی که باشه ...

ممنونم :)
جناب دچار
۲۳ دی ۹۶، ۱۲:۵۳
چرخاتو واکس بزن :)
پاسخ:
چش چش :))
صبا مهدوی
۲۳ دی ۹۶، ۲۲:۵۱
فقط فیلسوف بازی درد و دلانه....:-)
به چشم عقل در این رهگذار پر آشوب
جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است
بگیر طره مه چهره ای و قصه مخوان
که سعد ونحس ز تاثیر زهره و زحل است
پاسخ:
خبر داری همیشه شعرهات محشرن دختر ؟ :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">