تو بیهوده جهان را جدی گرفته‌ای ...

نمی‌دونم مشکل از ظاهر سازی اون بود یا از برداشت و قضاوتِ اشتباه من! در نهایت منی که همیشه با دوستای نزدیکم ارزش‌گذاری مشترکی واسه این روزگار داشتم، گرفتار دوستی شدم که بر خلاف ظاهرمون که خیلی‌ها معتقد بودن شبیه هم دیگه هستیم در باطن از زمین تا آسمون با هم فرق داشتیم. یعنی رسماً چیزایی که واسه من جالب بود برای اون مسخره بود و باورهایی که اون داشت در چهارچوب من تعریف نشده بود! بهتره در مورد سلیقه فیلمی متفاوتی که داشتیم حرفی نزنم فقط همین قدر بدونید که اصلاً نتونستیم با هم یه فیلم ببینیم! در واقع هر چقدر من هول و عجول و حرص و جوشی بودم اون آروم و به شدت خونسرد و اسلوموشن بود و هر چه قدر من طرفدار سکوت و آرامش و خلوت بودم اون دنبال شلوغی و هیاهو و هیجان بود. و اغراق نیست که بگم در مواردی واقعاً جدی جدی 180 درجه فرق داشتیم و داریم! اغلب اطرافیان ما دو تا رو با هم می‌شناسند و اسم ـهامون پشت سر هم میاد ولی کی این حجم تفاوت رو باور میکنه وقتی به واسطه هم اتاقی بودن و هم رشته بودن یاد گرفتیم با هم کنار بیاییم ؟ هر چند اگه از قبل می‌دونستم قرار با اینهمه تفاوت مواجه بشم ریسک همچین دوستی رو قبول نمی‌کردم ولی برام تجربه بدی نبود و نیست، حداقل مجبور شدم صبورتر بشم و در شرایطی قرار گرفتم که حالا انعطاف پذیرتر از قبل هستم و یاد گرفتم آدم‌ها با خط کش‌های منحصر به قرد خودشون دنیا رو می سنجند و ارزش گذاری میکنند.

یکتـا چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۶
نظرات (۲۰)
رامین :)
۱۳ ارديبهشت ۹۶، ۲۳:۵۱
یکی از مهم ترین ویژگی های دانشگاه همینه . همین ک آدم های مختلف با فرهنگ های مختلفو میشه دید
پاسخ:
یکی از بامزه ترین هاش برای من این بود که قسمت های جنوبی ایران به ساعت یه ربع به هفت میگن : هفت ربع کَم :)
هیده ...
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۰:۱۴
یه پیامی اومده برای روز معلم که می گفت " مرسی از روزگار که درس هایی زیادی به من داد " .
پاسخ:
مرسی واقعاً :)
♫ شباهنگ
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۰:۲۲
من اگه خوابگاهی نمی‌بودم، هرگز تا آخر عمرم متوجه این حجم از تفاوت نمی‌شدم.
پاسخ:
آدم تا با شرایطش مواجه نشه به نظر میاد فقط خودشه که درست فکر میکنه و عمل میکنه !
مترسک ‌‌
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۶:۰۰
خدا رو چه دیدی؟ شاید همسری قسمتت شد که دقیقاً 180 درجه باهات متفاوت بود ولی به واسطه همین مکمل بودنش، خوشبخت‌ترین زوج تاریخ شدید! ;)
پاسخ:
حالا من گفتم انعطاف پذیرتر شدم ولی دیگه نه در این حد :))
هوپ ...
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۸:۱۱
دقیقا یکتا جان! سر و کله زدن با افرادی که با خودمون خیلی متفاوتن، باعث میشه انعطاف پذیریمون به شدت بالا بره!
پاسخ:
یه وقتا اصن نمیشه طرف رو متقاعد کنی نمیتونی براش دلیلی بیاری چون اصلا پیش زمینه های فکری قبلی تو رو نداره و درکشون نمیکنه ! 
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۱۲:۰۷
تجربه خوب و سختیه!!
پاسخ:
صبر و انعطاف پذیری هم آستانه تحمل داره بیشتر از یه حدی بشه اصلا ارزش نداره وقتتو تلف کنی :)
.: جیرجیرک :.
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۱۳:۲۶
اوایل هفته دقیقن یه بحثی با صمیمی ترین دوستم داشتم که گفت: قرن بیست و یکمه، یعنی من حق ندارم عقیده ی خودمو داشته باشم؟ گفتم چرا، کاملن محقی ولی تا وقتی باعث حرص خوردن من نشی :))

گاهی وقتا می دونی تفاوت زیاده و حتا جنگ اعصاب، اما ارزش اون مشترکات بین تون و درک متقابلی که توی بعضی موارد هست برات مهم تره. روابط بین آدما معقوله پیچیده ایه. اونقدری که واسش رشته ی دانشگاهی تعریف شده!
پاسخ:
:)))

یه چیزی به یه چیز دیگه باید بچربه این وسط ! الکی نمیشه خودتو تلف کسی با اون حجم تفاوت بکنی و دست آخر کلی هم حرص بخوری !
بدمست .
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۱۷:۰۴
کلا اگه همه مردم مث شما باشن,با هر اعتقاد و مذهب و مسلک و گرایش سیاسی بتونن کنار هم به همین سادگی زندگی کنن,ایران گلستان میشه
پاسخ:
بابام همیشه بهم میگه این که اطرافیانت مثه خودت باشن و فقط تاییدت کنن به درد نمیخوره ، اصل اینه که از همه نوع آدمی دور برت باشه و تو راهتو انتخاب کنی ... 
شاید همه نوع آدمی دوست نزدیکم نباشه ولی دور و برم زیادن همه مدلش :)
رهگذر
۱۴ ارديبهشت ۹۶، ۲۳:۲۸
سلام
امیدوارم خوب باشی
جالب بود. اگر اشتباه نکنم علی شریعتی میگه: هرگز از کسیکه با من موافق بود چیزی نیآموختم.



[گل]
پاسخ:
مثه قضیه " ادب از که آموختی ؟ از بی ادبان ! " می مونه 
Faber Castel
۱۵ ارديبهشت ۹۶، ۰۰:۴۴
شرط زندگی با آدمای دیگه فقط گذشته؛
کسی که گذشت کردن بلد نباشه کنار خدا هم کم میاره! :)
پاسخ:
آره درسته :) ولی به نظرم یه حد آستانه ای باید براش در نظر گرفت ... همیشه و هر بار گذشت کردن واسه اطرافیان توقع ایجاد میکنه ! 
میلاد
۱۶ ارديبهشت ۹۶، ۰۸:۱۰
اینطوری ظرف آدم شکل میگیره دیگه ........... نوشته شما مثل کتاب زندگی عشق و دیگر هیچ لئوبوسگالیا بود .......... این کتاب رو حتما اگه وقت کردی مطالعه کنید ..............
پاسخ:
ممنون از پیشنهاد کتاب :) اتفاقا دنبال یه کتاب خوب واسه خوندن بودم ... 
آقاگل ‌‌
۱۷ ارديبهشت ۹۶، ۰۴:۴۴
مگه میشه با این همه تفاوت حتی دوست شد؟
پاسخ:
اول آشنا شدیم بعد هم اتاق بعد دیدیم اوهه ! چقدر تفاوت داریم ... پیش اومد :)
نرگس
۱۸ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۲۸
بلاخره یکی باید باش حرصت در بیار ..بر خلاف نظر تو رایی بده .. رو نروِت برِ ... تفاوت داشته باش .. همه چیز هم رنگ هم باور کن اصلا حال نمیداد !!
اصلا دنیا هم با همین تفاوتاش خوشگلِ در غیر این صورت همه چیز شبیه هم کسل آور بود !!
پاسخ:
آره موافقم .... تا یه حدی اش خوبه که تیزی های شخصیتی ات رو بگیره و صیقل ـت بده :)
gandom baanoo
۱۸ ارديبهشت ۹۶، ۲۰:۰۱
عه!!! هفت ربع کم برات جالبه؟!!! :)
عادیه که!!! ^__^
پاسخ:
خیلی :)) 
تا حالا نشنیده بودمش و واسه اولین بار از یه شیرازی شنیدم :)
احمد شاملو
۱۸ ارديبهشت ۹۶، ۲۳:۴۸
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود بوسه است ،
و هر انسان برای هر انسان برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه یی ست ،
و قلب برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است ،
تا تو به خاطر آخرین حرف ، دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست ،
تا من به خاطر آخرین شعر ، رنج جست و جوی قافیه نبرم

روزی که هر لب ترانه یی ست
تا کمترین سرود بوسه باشد

روزی که تو بیایی
برای همیشه بیایی ،
و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم...

و من آن روز را انتظار می کشم ،
حتی روزی که دیگر نباشم.
پاسخ:
:)
مسعود سین
۱۹ ارديبهشت ۹۶، ۲۰:۲۶
دلهره ای توش هست.. اینکه بتونم بمونم تا یه روز برگردی..شاید اون روز نمرده باشم اما.. بشه همون حکایت آمدی..جانم به قربانت ولی....
پاسخ:
گفته "مطمئن باش" آدم دلش قرص میشه به همین دو تا کلمه ...



http://s9.picofile.com/file/8294466442/ax_1082_.JPG

قدر من با دیدن اتفاقی این عکس ذوق کردی ؟ :)

مسعود سین
۱۹ ارديبهشت ۹۶، ۲۲:۳۰
خیلی..
پاسخ:
^_^
divane
۲۴ ارديبهشت ۹۶، ۱۰:۴۵
منم دقیقا دقیقا این تجربه رو داشتم که به صرف یکسری چیزهای مشترک سطحی اسممون پشت سر هم بیاد و همه مارو باهم بشناسن اما کاری که من کردم یکم متفاوت بود من یه جاهایی اعلام برائت کردم چون این دوست من ویژگی عجیبش این بود که در خفا کاملا درکش و نظرش و جهان بینیش شبیه بود اما در جمع...نمیشناختیش و من هم در جمعه ازش اعلام برائت کردم در حالیکه در خفا همچنان دوستیم...این چند خطی که اینجا نوشتم در عمل با هززاااار و یک سختی همراه بوده اما حس میکنم الان حال همه بهتره...
پاسخ:
به نظرم کلا آسون نیس ولی یه مقدار واسه‌خود سازی لازمه :)
ستاره برفی
۳۱ خرداد ۹۶، ۰۴:۵۱
جمله آخرت چه قشنگه :)

این که میگن آدم با معاشرت با آدمای مختلف پخته و ساخته میشه، ینی همین پست ـه تو ...
پاسخ:
ممنون‌الهام :)

همینه ، وقتی با آدمهای مختلف و زیادی سر و کار داشته باشی تیزی های شخصیتی‌ات صیقل داده میشه 
ستاره برفی
۱ تیر ۹۶، ۰۰:۵۴
چه تعبیر قشنگی :)
پاسخ:
قشنگ نگاه شماست :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">