مرا باور نمی‌آمد ...

یه وقتا آدم زور زورکی یقه خودشو میگیره میاره سر کوچه علی چپ یه دونه هم میزنه پس کَله خودش ، یه جوری خودشو هل میده که یعنی دِ یالا برو حرفم نباشه ، یه وقتا اصلاً هیچ رقمه نمیخوای باورت بشه ، هزاری هم شاهد و نشونه جلو چشمت باشه تا نخوای باورت بشه ، نمیشه که نمیشه که نمیشه تا برسی به یه جایی که شترق بخوره وسط پیشونیت و از سر مجبوری باورت بشه و راهی برات نمونده باشه ! 

مثل الان من که با کمدی پر از لباس مواجه شدم که همگی برام تنگ شدن ! مثل اون دو تا مانتوی پاییزی که مصرانه با همون سایز قبلی خریدم و خودمو به زور می‌چپوندم توش و حرص می‌خورم و باورم نمی‌شد. حالا بعد از چند ماه گشت و گذار و دور دور در کوچه علی چپ وقتی دیدم واسه مهمونی فردا همه چی برام تنگه و رسماً لباس مناسبی ندارم مجبور شدم باور کنم یه سایز بالا رفتم. به خاطر این حادثه تلخ سه روز عزای عمومی اعلام میکنم‌! リクエスト、泣く、気持ち、顔文字、表情 のデコメ絵文字

یکتـا پنجشنبه ۲۰ آبان ۹۵
نظرات (۲۷)
خانومی ...
۲۰ آبان ۹۵، ۱۴:۳۷
منم توی غم خودت شریک بدون ! البته من تصمیم گرفتم کم تر غذا بخورم که به سایز قبلیم برگردم ...
پاسخ:
والا چاره همینه ! حیف اینهمه لباس ...
بانوچـ ـه
۲۰ آبان ۹۵، ۱۴:۴۱
هعی جانا سخن از زبان ما میگویی :((
پاسخ:
لباسام حیف شد :(
فقط مانتو‌جلو باز ها رو میشه پوشید :) یعنی ایول به طراحش ، قشنگ معلومه درد کشیده بوده ، خیر ببینه الهی یک در دنیا صد در آخرت نصیبش بشه :))
.: جیرجیرک :.
۲۰ آبان ۹۵، ۱۴:۵۱
پس لازم شده فرمونو بچرخونی و راهو عوض کنی، هوم؟ واقعن سخت نیست کم کردن وزن. هیچ نیازی هم به عذاب و نخوردن و رژیم های زجر دهنده نداری، تنها کار لازم اینه که حداقل سه روز توی هفته 45 دقیقه ورزش توی برنامه ات بذاری. 45 دقیقه فعالیت بالا که به عرق ریزی منجر بشه. خیلی زود زندگی زیبا خواهد شد.

پندهایی از یک جوجه مربی :)
پاسخ:
عززززیززرزززم ، چه مهربونی تو آخه دختر ^_^
من مشکلی با سایزم ندارم تازه خوب و ایده آل شدم :)) ولی میخوام همینقدری بمونم دیگه ، بیشتر نشم ! هفته ای سه ساعت پیاده روی دارم مثه که باید یه کم بیشترش کنم :)
الان مشکلم یه دو جین لباس خب :(
پرتقالِ دیوانه
۲۰ آبان ۹۵، ۱۵:۱۲
یاخدا گفتم چطور شده ها
و اولش هم راستشو بخوای داشتم به این فکر میکردم که لابد یکیو دوس داره ولی هی میخواد انکار کنه پیشِ خودش :دی
پاسخ:
یه مانتو دلبر سورمه ای ته کمدت باشه ، سوگلی کمدت باشه اون وقت نتونی بپوشیش درد داره خو پوری جون ( پرتقال دیوانه سخته خب میشه من صدات کنم پوری :)) )
پرتقالِ دیوانه
۲۰ آبان ۹۵، ۱۵:۱۲
اِنقدر دیر به دیر هم نیا یکتا
دلمون تنگ میشه خب
پاسخ:
عزیززززم ^_^ 
ماچم‌به لپت :*
. عارفه .
۲۰ آبان ۹۵، ۱۵:۳۳
می دونم که نباید دست رو دلتون گذاشت چون خونه...اصلا هم دلم نمیخواد که واقعا آزاری داشته باشم ولی نمی دونم چرا علی رغم این موضوع،دلم خواست بگم که من یه مانتو دارم مال سال سوم راهنمایی مه هنوز می پوشمش ! :/

+یکی از خواننده مخفی ها بودم حدودا از بهار... :)
چرا دلم خواست آشکار بشم یهو ،نمیدونم !ولی خب شدم...از آشکاریتم(!) خوشحال شدم امیدوارم شما رو هم خوشحال کنم... :)

پاسخ:
ع وا خاک عالم ! چرا دیگه بعدش رشد طولی و عرضی نکردی خواهر :))

+ روشن بمون عارفه‌جان ^_^
صبا مهدوی
۲۰ آبان ۹۵، ۱۵:۳۷
ما هم به نوبهء خودمون این ضایعهء دردناک را به بازماندگان که همانا کمد لباس هاتون باشه تبریک و تسلیت عرض می کنیم..


پاسخ:
بازمانده منم من :( 
منم که لباس ندارم صبا :(
:))
♫ شباهنگ
۲۰ آبان ۹۵، ۱۵:۴۵
اگه سایز قبلیت 36 بود، آدرس خوابگاهمونو بدم... به هر حال هر روز می‌تونه روز عاطفه‌ها و نیکوکاری باشه :دی
پاسخ:
:)))
سایز ۳۶ مال بچه مدرسه ای هاست هاااااا :)) 
بفرستشون بر و بچ سومالی حتی ؛)


یک من
۲۰ آبان ۹۵، ۱۷:۳۱
اینجوری به قضیه نکاه کن که اگه لباس گشاد میخریدی با همون روند قبلی چاق میشدی و یه لوپ اقزایش وزن به وجود میومد، اینجام این پستو نمیذاشتی! اما الان به خاطر اون مانتوهای پاییزی و لباسای کمدتم که شده ناراحتی و توی ذهنت داری به لاغر شدن فک میکنی!
من اصن وقتی چاق میشم میرم لباس تنگ میخرم که به خاطر اونام که شده خودمو جمع کنم :))
پاسخ:
انگیزه سازی ؛)
. عارفه .
۲۰ آبان ۹۵، ۱۷:۳۲
دقت نکردید دیگه ،من هم طولی هم عرضی رشد کردم ولی داستان این بود که اون مانتو اونموقع یه نمه آزاد تر بود الان آزادی ش کمتره ! :/ :)))

+چشم :)
پاسخ:
واااای عالی بود :))))
واسه‌مهمونی فردا برم دنبال لباس فرم دوران‌راهنمایی ام ! رسما مانتو‌خانواده بود :))
مترسک ‌‌
۲۰ آبان ۹۵، ۱۸:۵۲
اومدم یه چیزی بگم ولی کامنت عارفه کاری باهام کرد که دیگه اون آدم سابق نشدم :|
پاسخ:
کامنت دوم‌عارفه رو‌بخون به زندگی برگرد :))
پرتقالِ دیوانه
۲۰ آبان ۹۵، ۱۹:۱۷
شما هر چی عشقته صدا کن :))
پاسخ:
باژه ؛)
آوو کادو
۲۰ آبان ۹۵، ۱۹:۴۷
چند خط اول رو همش فکر میکردم راجع به چه مساله ای میتونه باشه این پست!
یک درصد هم حدس نمیزدم که راجع به تغییر سایز باشه!! ؛-)
پاسخ:
دیگه ما اینیم ؛) همه‌چی رو بهم ربط میدم :))
خانم آلفا
۲۰ آبان ۹۵، ۱۹:۵۱
من هم همینطوری شدم! :(

بدترش اینه که یه خواهر کوچیکتر داشته باشی و مامانت به محض این که لباسی برات تنگ شد لباس رو بده به خواهر کوچیکه! :(
پاسخ:
اینکه‌خوبه که ! هی میری لباس جدید میخری غصه قدیمیا رو‌نمیخوری :))
♫ شباهنگ
۲۰ آبان ۹۵، ۲۰:۴۶
36 سایز خودمه :((((( سومالی هم خودتی :((((((((((((((((((
چاقالو :دی
پاسخ:
یا امامزاده بیژن !!!! ۳۶ آخه ؟ تو عکسا گنده تریااااا :))
مانکن هم سایزش ۳۸ ! یه کم چاق شو ، انقدر درس نخون خودتو از بین بردی :))
♫ شباهنگ
۲۰ آبان ۹۵، ۲۲:۵۰
وصیت می‌کنم تو را به مطالعه‌ی عمیق‌ترِ بخشِ پایانی این پست:
بخش پایانی هاااااااا
مقدمه‌ش چرت و پرته

http://nebula.blog.ir/post/765/765-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86

عکس مانتومم آخر پست آپلود کردم، ولی رمز داره و رمزشو فقط خانوما دارن :دی
پاسخ:
اینا ... دیدی گفتم تو عکسا از ۳۶ گنده تری ، بفرما :))
قبول نیس باید از یقه لباست عکس بگیری من ۳۶ رو ببینم ! 

گم نام
۲۰ آبان ۹۵، ۲۳:۰۴
صدای گریه ی حضار:)
والا من مشکل سایز ندارم زیاد ولی تا لباسام نپوسن لباس جدید نمیخرم:)
پاسخ:
لباس خریدن خیلی کیف داره من هفته ای یه دونه تی شرت هم شده میخرم روحم شاد شه :))
♫ شباهنگ
۲۰ آبان ۹۵، ۲۳:۱۵
مانتوم، خودش و یقه‌ش خونه است...
ولی هم‌اتاقیام (که موقع خرید همرام بودن) همه‌شون الان اینجا نشستن و این کامنتو می‌بیننن و شهادت میدن و سوگند یاد می‌کنن 36 بود سایزش :دی
اصن تو از یه بلاگر 44 کیلویی انتظار داری سایزش بیشتر از 36 باشه؟ نه واقعا تو همچین انتظاراتی از من داری؟
والا
پاسخ:
عزیزم ... چه ظریفی ^_^  
ولی بیا و همت کن بشو ۳۸ 
+ حالا فکر نکن من خیلی خپلم :)) 
نگین ...
۲۰ آبان ۹۵، ۲۳:۳۱
بیا بگرییم چون ابر در بهاران :(((((
پاسخ:
هق هق هق ...
هیده ...
۲۱ آبان ۹۵، ۱۶:۵۳
تسلیت می گم ؛ افزایش سایز ِ آخرتون باشه .


+نگران نباش ؛ زود به فکرش بی افتی ؛ زود تموم می شه (: .
پاسخ:
کجایی تو هیده ؟ دلم برات کوچولو شده دختر .....

+ تو فکرشم ؛)
هیده ...
۲۱ آبان ۹۵، ۲۲:۲۱
همینجاهام ... این گوشه ها (: .
باور کن منم دلم تنگ شده بود برات .

+زودی نتیجه می گیری (: .
پاسخ:
بیا وسط تر ببینمت :*
سیّد محمّد جعاوله
۲۳ آبان ۹۵، ۰۱:۵۴
سلام
لطفا دروغ نوشت رو دنبال بفرمایید
متشکرم.
پاسخ:
:/
رها مشق سکوت
۲۳ آبان ۹۵، ۰۶:۱۶
واقعیت چه بپذیریم و چه نپذیرمش، راه خودش رو پیدا میکنه و با پتک بر سر ما فرود می آید
با تشکر
تفسیر روانشناسی ماجرا :)))
پاسخ:
پتک اش رو موافقم ؛)
مهر2خت 69
۲۳ آبان ۹۵، ۱۸:۴۸
چقدر غم انگیزه وقتی می فهمی انکار فایده نداره و بالاخره باید باور کنی:)))))))
پاسخ:
الان غم انگیزه از خنده غش کردی ؟؟؟ آقای همساده طور :دی
ساعت زنانه
۲۴ آبان ۹۵، ۱۰:۴۹
سلام ، من تازه فکر میکنم کمتر بخورم این عادت پرخوری داره منو میکشه ...
پاسخ:
نمیشه گشنگی کشید :))
من ورزشو انتخاب کردم :)
نرگس
۲۸ آبان ۹۵، ۱۰:۵۴
یکتاااا
.
.
. چاقالو:|

فقط خواستم بگم اگه همینجور ادامه بدی با این حرف تلخ روبرو میشی پس زودتر دست به کار شو ...:d نیتم خیر بود باور کن:d
پاسخ:
ای‌ بدجنس :))
تنهای او
۱۲ آذر ۹۵، ۱۵:۳۸
شریک غمتیم یکتا جان...
دلم برای اینجا تنگ شده بود....
پاسخ:
همه‌هم درد کشیده :))

ای جان دلم‌  3> 
منم دلم تنگ شده واسه اینجا واسه شما واسه یکتا ....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">