‏پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش ...

آدم‌ها در صبح، همان لحظه‌ای که از خواب بیدار می‌شوند قابل حدس زدن هستند، با همان‌ وضعیت ژولیده و دست و صورت نشُسته و موهای پریشان و دماغ گنده و چشم‌های پف کرده‌ی خوابالود و لباس‌های گشاد هم می‌توانی بفهمی با خودشان و دنیا چند چند هستند. فقط کافی است به مدل و کیفیت صبحانه خوردن آنها دقت کنی. آن کسی که برای خودش چای دم می‌کند و یک دل سیر نان و پنیر و کره می‌خورد و قاشق قاشق مربای مامان پَز را ذوق می‌کند و با آهنگ پلی شده همخوانی می‌کند، معلوم است که به روزهای خوبش رسیده و روی قله حالش عالی و کیفش کوک است. آن کسی که صبح‌ها به چای جوشیده‌ی دیشب یا چای کیسه‌ای ته کابینت بسنده می‌کند و یک ته مانده‌ی قابل خوردنی پیدا می‌کند که فقط گشنه نباشد، یحتمل به تکرار مکررات دچار شده، از همان روزمرگی‌هایی که آدم را نسبت به همه چیز این دنیا سِر و بی‌حس می‌کند. به روی خودش نمی‌آورد که خسته است و از ته مایه های امیدش برای بقا خرج‌ می‌کند. امّا امان از آنهایی که قید صبحانه‌خوردن را به کل می‌زنند، انگار به ته خط رسیده‌ باشند و کور سوی امیدشان خاموش شده و راهی برای رفتن ندارند. یک جور حسی شبیه پوچی و تهی را مزه‌مزه می‌کنند. از این دسته هیچ وقت نپرسید چرا صبحانه نمیخوری ...

ミントブルー のデコメ絵文字 عنوان از علیرضا صادقی [ پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش / قصه ای تازه دراین صبح دل انگیز بساز ]

یکتـا پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵
نظرات (۳۵)
Mr. Moradi
۲۹ مهر ۹۵، ۰۰:۱۹
همیشه دوست داشتم از دسته‌ی اول باشم، ولی همیشه توی دسته سوم قرار می‌گیرم :)
+ بیت قشنگیه :)
پاسخ:
یادمه من هم سن و سال شما بودم صبح ها فقط به امید صبحونه از تختم دل میکندم :)
b lue
۲۹ مهر ۹۵، ۰۰:۲۵
این چند روز بهت فکر میکردم که چرا خبری از نیمه سیب سقراطی نیست :)
پاسخ:
ای جانم 3> 
هیده ...
۲۹ مهر ۹۵، ۰۰:۲۸
یه وقتایی قیافه های خواب آلود و تازه از خواب بیدار شده رو می شه عاشق شد ...


پاسخ:
در حال خواب ناز میگفتی یه چیزی هیده :))
پرتقالِ دیوانه
۲۹ مهر ۹۵، ۰۰:۳۵
آقا تکذیب میکنم
من صبحونه نمیخورم چون که وقتی از خوب پامیشم اصن دهنم به خوردن هیچی باز نمیشه
از گلوم نمیره پاین ولی یه ساعت بعدش قشنگ میخورم :)))
پاسخ:
الان برام سوال شد که دقیقا چیکار میکنی که یک ساعت لازمه تا راه گلوت باز شه ؟ :))


ویار تکلم
۲۹ مهر ۹۵، ۰۰:۴۲
البته این برای کسی ست که دانشجو نباشد، دانشجو جماعت همه مدل صبحانه خوردن را امتحان میکند آن هم نه چون قابل حدس زدن باشد، چون کارش الله بختکی ست! :)
پاسخ:
من خودم دانشجو ام ، خواب نمونم چای دم کشیده میخورم با نون و پنیر ! خواب بمونم سر راه در حال بدو بدو یه شیر و کیک می بلعم :))
آقاگل ‌‌‌‌
۲۹ مهر ۹۵، ۰۱:۱۸
اون دسته که صبح ها یک چایی میخورند و یک دونه سیب توی کدوم دسته قرار میگیرن پس؟ :)
پاسخ:
سیب ؟؟؟ 
شنیده بودم صبح خوردنش واسه لاغری یا چاقی خوبه ، یادم نیس کدومش بود :))

ماهی قرمز
۲۹ مهر ۹۵، ۰۱:۵۹
پس اونایی که صبحی ندارم و به خواب اعتقاد بیشتری دارن چی؟ بنظرم ناامیدترین هان ...
پاسخ:
همین دسته صبحونه نمیخورن دگ .... 
به نظرم باید یه عاملی یه انگیزه ای باشه که صبح از تخت بلندت کنه ....
El la
۲۹ مهر ۹۵، ۰۵:۴۴
نمیدونم چرا من اصن با وعده ی صبونه حال نمیکنم :/ خییلی م بده ها، صبونه مهمترین وعده ی غذاییه.
ولی متاسفانه یا ازش در میرم یا با اگه بتونم با خودم کنار بیام با چیزای حجیم تر مثه املت یا پنکیک ازش استقبال میکنم. یجورایی توجیح نداره ادم دو ساعت بشینه نون پنیر سبزی بخوره چلوپن دقه بعدش دوباره ضعف کنه :))
پاسخ:
تو وعده صبحونه وقتی چای دم کشیده نباشه که نمیشه ؛)
نون پنیر چای شیرین که اصلا عجیب می چسبه ... وجدانا صبحونه نون سنگک بخوری چلوپن دقه بعد گشنه ات میشه ؟ O_0
مترسک ‌‌
۲۹ مهر ۹۵، ۰۷:۳۴
من یه چای کیسه‌ای بر می‌دارم می‌اندازم تو آب جوش تا دم ببره، بعدش میرم صبحونه ثابتم رو حاضر می‌کنم (که برای روزای عادی نون و پنیر و گردوئه و برای روزای تعطیل املت) و با آهنگی که تو گوشم پلی می‌شه هم‌خوانی می‌کنم (که معمولاً هم بین مازیار و رضا و چارتار و گهگاهی چاوشی متغیره) و بعدش می‌شینم کامنت جواب میدم و واس بقیه رفقا کامنت می‌ذارم و در نهایت با ذکرِ «کی اولین بار صبح زود خوابالو خوابالو رفت سر کار تا ما به این روز گرفتار بشیم» (به حالت غرغر) میرم سر کار!
الان من به صورت تلفیقی کار می‌کنم تکلیفم چیه؟
پاسخ:
همه چی خوبه‌جز اون تی بگ ! 
قشنگ چای دم کن دگ تنبلوووو (به قول دوستان شیرازی البته:دی)
♫ شباهنگ
۲۹ مهر ۹۵، ۰۷:۴۳
هممم... اونایی که صبح علی‌الطلوع پا میشن کیک بدون فر درست می‌کنن دیگه محشرن :دی
پاسخ:
تا بره اون کیک بپزه که من از گشنگی می میرم :))
آقای ژاندارم
۲۹ مهر ۹۵، ۱۱:۴۶
ازم نپرسید چرا صبحانه نمیخورم :)
پاسخ:
نمی پرسیم ؛)
نار خاتون
۲۹ مهر ۹۵، ۱۳:۲۴
نظرت درباره کسی که صبحانه قرمه سبزی میخوره چیه؟!:/
پاسخ:
ما بهش میگیم ناهار وجدانا :))
پرتقالِ دیوانه
۲۹ مهر ۹۵، ۱۶:۴۰
هیچ کاری نمیکنم به خدا, از بچگی اینطوری بودم
انگار معدم یه ساعت دیرتر بیدار میشه
پاسخ:
آهان پ طول میکشه لود شه !
با چای شروع کن ، میشوره می بره :))
یک آشنا
۲۹ مهر ۹۵، ۱۶:۵۹
منم صبحانه نمی خورم :/
یعنی حالم خوب نیست ف خودم حالیم نیست:دی
خوب شد گفتی ، من بروم چم چاره بنمایم
پاسخ:
چاره اش صبحونه خوردنه ! امتحان کن :)
آبان ...
۲۹ مهر ۹۵، ۱۸:۳۶
صبح ها چایی درست میکنم برای اینکه دستم را بگیرم دور لیوان داغ ...
پاسخ:
پ چای لیوانی میخوری ! ایول :))
هیده ...
۲۹ مهر ۹۵، ۱۹:۱۴
نه ... بهش فکر کن :دی.
البته من تبصره " یه وقتایی " هم گذاشتم براش ها ((: .
پاسخ:
اون واسه تو فیلماست که از خواب بیدار میشن مرتب و تر تمیزن هیده :))
نازنین .
۲۹ مهر ۹۵، ۲۰:۰۹
با این وصف، من از اول امیدی به زندگی نداشتم!
پاسخ:
لذتی که در صبحونه خوردن هست رو از خودت نگیر نازنین :)
ساکن طبقه 40
۲۹ مهر ۹۵، ۲۰:۱۰
خب اصولا هستن کسایی که روحیه اشون هم توپه از بس شبا شام میخورن و ظهرها ناهار، دیگه صبح ها جایی برای صبحونه ندارن :))
پاسخ:
هزاری هم ناهار و شام بخوری جای صبحونه رو نمیگیره :))
نرگس ...
۲۹ مهر ۹۵، ۲۰:۱۹
یعنی روانی همین نوشته هاتم ...خو بیشتر بنویس دختر
پاسخ:
چاکریم آبجی :))
مهندس دانیال
۲۹ مهر ۹۵، ۲۰:۴۴
عالی بود :) و البته حقیقت!
پاسخ:
عالی نگاه شماست :)
آوو کادو
۲۹ مهر ۹۵، ۲۱:۰۵
من خیلی به صبحانه خوردنم اهمیت میدم...
خیییلییی ها!! :-)
پاسخ:
در جریانم ! 
آخه از یه جایی به بعد املت می بینم یاد شما می افتم :))
פـریـر ...
۳۰ مهر ۹۵، ۰۰:۰۶
من همیشه صبحانمو کامل میخورم مثل دسته ی اول! دیگه ته ته داغون بودنم دسته ی دومه...اونم شامل روزایی میشه که امتحان دارم و درست حسابی نخوندم :))

:: صبحانه خیلی مهمه! اصن مگه داریم دوست داشتنی تر از صبحانه و حال خوب سرصبح ^_^
پاسخ:
صبحانه خوردنم بستگی به احوالاتم داره ... توی یه هفته میتونم هر سه نوعش باشم !
פـریـر ...
۳۰ مهر ۹۵، ۰۰:۱۶
هوممم...آره خب...ولی امیدوارم حالت سوم تو زندگیت کم و کمتر بشه و به جاش اولی زیاد :)
پاسخ:
مرسی مهربون حریر بانوی شاعر ما ^_^
פـریـر ...
۳۰ مهر ۹۵، ۰۰:۴۱
فدای شما یکتا بانوی عزیزم ^_^
پاسخ:
^_^
نگین ...
۳۰ مهر ۹۵، ۰۱:۳۷
اجازه ؟ من بگیر نگیر دارم :)))
پنجا پنجا
اما نشده لباس نا مرتب و بدون اتو بپوشم اما زیاد اتفاق افتاده بودن صبونه برم ...
پاسخ:
منم‌ صبحونه خوردنم بستگی به احوالات درونیم داره ...
بابا مرتب ، اتوکشیده :))
رامین :)
۳۰ مهر ۹۵، ۱۱:۴۳
صبحونه یکی از سخت ترین لحظات زندگی من شده ... ولی بازم شکر
پاسخ:
چرا باید صبحونه از سخت ترین لحظات باشه ؟ [ آیکون تفکر]
مترسک ‌‌
۳۰ مهر ۹۵، ۱۲:۰۶
خسته‌ام، خسته!
پاسخ:
خسته نباشی دلاور ....
رامین :)
۳۰ مهر ۹۵، ۱۳:۰۶
چون دوست دارم صبونه بخورم ولی نمی تونم
پاسخ:
امیدوارم بتونید :)
رهگذر
۳۰ مهر ۹۵، ۲۲:۴۸
سلام
وقتتون به خیر و شادی.
صنمای آقای قربانی منو یاد صنمای یکی دیگه انداخت و.... که میگه:

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم.(حافظ)


و...

مطالبت رو میخوانم...
خدا یار و نگهدارتون.
پاسخ:
چقدر قشنگ بود ، ممنون :)
نار خاتون
۲ آبان ۹۵، ۱۶:۵۵
قرمه سبزی در چهارچوب تعاریف وعده های غذایی نمیگنجه وجدانا:))
پاسخ:
عشقه اصن عشق :دی
زهرا ....
۲ آبان ۹۵، ۲۳:۲۴
منم یاد این صنما افتادم

"با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن"

پاسخ:
خودمم یکی بگم پس :دی
ملکا مها نگارا صنما بتا بهارا
متحیرم ندانم که تو خود چه نام داری
بانوچـ ـه
۵ آبان ۹۵، ۱۶:۳۱
من کلا صبحانه رو حذف نمیکنم حتی اگر غمگین ترین موجود باشم :دی
پاسخ:
آفرین بر شما :)
محمد رضا
۷ آبان ۹۵، ۱۹:۴۴
سخته ولی باید ادامه داد
پاسخ:
یه وقتا راهی جز رفتن نیست‌.......
Bahar Alone
۱۶ آبان ۹۵، ۱۶:۱۵
مورد دومی رو شامل میشم...
چجوری دنبلتون کنم؟!!!
پاسخ:
امیدوارم زوده زود بیای توی دسته اول :)

+ سمت راست »» ارتباط »» وبلاگهایی که دنبال میکنم »» دنبال کردن وبلاگ جدید »» آدرسمو بزن »» فینیش ؛)
لیلا
۱۲ آذر ۹۵، ۱۵:۵۴
سلام یکتای جان:)
همیشه میخونمت اما کم حرفم! خواستم بگم شیرینی نوشته هات بر دل و جان میشینه !
راستی این "پلک بگشا صنما" ترانه هست؟میشه پیداش کرد؟
پاسخ:
سلام لیلای خوب :)

ممنونم ، نهایت لطف شما رو میرسونه بانو :)

والا من فقط همین یه بیت رو جایی‌خوندم ، نمیدونم ترانه هست یا نه ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">