پشت هیچستانم (1)

هر چند نسبت به یکتای چند سال ِ پیش صبورتر ، آروم‌تر ، ساکت‌تر و شاید درون‌گرا تر شدم اون‌قدر که می‌تونم وقتی از عصبانیت در حال منفجر شدنم پامو بندازم روی اون یکی پام ، لبخند ژکوند بزنم و آدامس بجوم ؛ می‌تونم ساعت‌ها به روایت‌هایی گوش بدم که علاوه بر اینکه هیچ جذابیتی برام نداره بلکه تنها تصورم از کارکترها به چندتا ضمیر خلاصه میشه ؛ می‌تونم به اجبار با آدم‌هایی تعامل اجتماعی داشته باشم که رفتارها و عقاید ِ مشمئز کننده ای دارند ولــــی جدیداً متوجه شدم لیست رفتارهای نامتعارف برای من طویل‌تر از قبل شده ، آدم‌های بیشتری رو نمی‌تونم تحمل کنم و حرف زدن یا شنیدن ِ موضوعات بیشتری برام آزار دهنده شده. در واقع پارامترهای بیشتری اعصابمو خُرد می‌کنه و دُز تنفرم نسبت به مسایل بیشتر شده ، انگار که توی این سال‌ها چیزهای بیشتری رو برای تحمل کردن کشف کردم و در مقابل همه‌ی این‌ها به شکل تدافعانه‌ای ظاهر بی‌تفاوتی رو به نمایش میذارم ، همین‌قدر "تسلیم" ...

[1]

با وقت و حوصله گوش بدید : اینجا 
یکتـا دوشنبه ۱۴ تیر ۹۵
نظرات (۳۱)
فاطیما کیان
۱۴ تیر ۹۵، ۰۲:۰۰
سعی کن تحمل کردنت جوری نباشه که درگیر شون بشی و بعد مجبور بشی که تحمل کنی , تا سعی داری دور شو ازشون که به قول مامان بزرگم تحمل کردن الان خودش رو نشونت نمیده که ! سر پیری قرص اعصاب میخوری و خودش رو اینطوری نشونت میده ؛ که البته دور باشه از همه ...
پاسخ:
آره واقعا ، به قول محسن خان چاووشی : فراااااااار کن فراااااااار :))

.: جیرجیرک :.
۱۴ تیر ۹۵، ۰۲:۱۷
آخ از علیرضا آذرِ جّان...

"دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس، به تنِ هیچ عقابی پَر و بالی ندهم...

در دلم آهنِ تَف‌دیده‌ی بسیاری هست، وای ازآن دَم که بخواهم دهنی باز کنم...

در جهانی که پُر از فرضیه‌های شدن است، واقعا سوختم و باختم و دود شدم
آن که جان کَند و خطر کرد و به بالا نرسید، آن که دائم هوسِ سوختنِ ما می‌کرد
آن که از هیچ نگاهی به تماشا نرسید، کاش می‌آمد و از دور تماشا می‌کرد...

چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند...

من سوالم پُرِ پرسیدن و بی‌هیچ جواب، مرده‌شورِ شب و روزِ من و این حالِ خراب..."
پاسخ:
دقیقا همون تیکه هایی که دوس میداشتم رو گفتیاااا :)
+
من محالم تو به ممکن شدنم فکر نکن ..........
شاخه در شاخه فریبم سبدی سیب بچین ..............
هیده ...
۱۴ تیر ۹۵، ۰۲:۲۸
ادم وقتی تو خلوت خودش به یه سری کار ها و فعل ها فکر می کنه ؛ یه سری تنفر های جدید پیدا می کنه که قبلا اصلا بهش توجه نداشته . مثلا فکر نمی کرده فلان کار چه قدر می تونه دوست نداشتنی باشه ولی الان درک می کنه که هست .
پاسخ:
من همون لحظه به این وقایع آگاهم :))
ولی هر واکنشی از من شرایط رو غیر قابل تحمل تر میکنه .... :|
. زیزیگلو
۱۴ تیر ۹۵، ۰۳:۵۳
آدم هرچی سنش میره بالاتر تجربه ش واسه چگونگی حفظ خونسردی و سریع جوش میاوردنش بیشتر میشه... اینا همه نشون دهنده ی تجربه های کشیده شدمونه... به این سادگیام که به نظر میرسه نیست
پاسخ:
والا این موها که تو آسیاب سفید نشده ؛)
ماهی قرمز
۱۴ تیر ۹۵، ۰۴:۱۰
چقدر شبیه منِ این روزهام بود ...
یه تحمل ِ عجیب در عین‌حال از درون متنفر :|
پاسخ:
هعی ی ی ی ...
ماهی قرمز
۱۴ تیر ۹۵، ۰۴:۱۱
علیرضا آذرو فقط باید با دقت گوش داد ؛)
مرسی برای پیشنهادت
پاسخ:
مرسی از نگاه شما :)
خودم ...
۱۴ تیر ۹۵، ۰۴:۵۹
اصولا انگار یه سری مسایل فقط خاصیت تحمل شدن دارن.
پاسخ:
والاع ...
گم نام
۱۴ تیر ۹۵، ۰۷:۲۶
نانحس علیرضا آذر یه چیز دیگس
پاسخ:
اکثرشون قشنگن :)
مترسک ‌‌
۱۴ تیر ۹۵، ۰۸:۲۰
یکتای 414 نشان، تولدت خیلی مبارک باشه، نیمه (و نه کامل) سیب (احساس) سقراطی (عاقل) دنیای وبلاگستان؛ از دستم در رفته که چند ساله و دقیقاً از کِی با هم رفیق شدیم اما توی لیست 10 تا دوست برتر من، جزو 5 تای اولی، بدون اغراق و تعارف و خالی‌بندی؛ امیدوارم در هر موقعیتی که هستی حال دلت همیشه خوب باشه و اگه چند وقته به حال و هوایی که نوشتی دچار شدی، به این فکر کن که: این نیز بگذرد...
پاسخ:
یه دنیا ممنون از لطف و بزرگواریت رفیق جان ^_^
باعث افتخار منه که جز ۵ تای اولم :)

هر میگذره مطمین تر میشم که فقط عمره که میگذره :)
گم نام
۱۴ تیر ۹۵، ۱۱:۲۶
تولدتون هم خیلی خیلی خیلی مبارک باشه:)
پاسخ:
خیلی ممنونم :)
. زیزیگلو
۱۴ تیر ۹۵، ۱۱:۳۴
تولد مبارک یکتا!
پاسخ:
ممنون‌آسی پولیکا جان :)
Mr. Moradi
۱۴ تیر ۹۵، ۱۲:۱۴
تولدتون رو تبریک میگم :) ان شاالله همیشه موفق باشین :)
پاسخ:
ممنون‌جناب مردای :)
هولدن کالفیلد
۱۴ تیر ۹۵، ۱۳:۲۶
به دنیا خوش اومدی :|
پاسخ:
ممنونم هولدن خان :|
خودم ...
۱۴ تیر ۹۵، ۱۴:۰۴
تولدت مبارک عزیزم...عزیز دادا متر عزیز دل ماست.ایشاالله زنده باشی:)
پاسخ:
ممنون از لطفت :)
ایشون که بنده رو مرام‌کش کردن ...
آناهــیــ ـــتا
۱۴ تیر ۹۵، ۱۴:۴۰
یکتا جان نمیدونم دقیقا چن ساله که میشناسمت. سه سال؟ یا بیشتر... فقط اینکه از بعدمسابقه ای که ماهبان راه انداحته بود طرفدار پروپا قرصت شدم و ازونببعد با عشق میخوندمت و عمیشه حس نزدیکی باهات داشتم بدون اینکه خیلی بشناسمت.
اینکه میفهمیدم چی میگی، همسن خودم بودی و دقیقا همون درگیریای منو داشتی حتی تو داشتن یه داداش کوچیکه...
ممنون از خداجان ک باهات اشنام کرد، تو محشری. می‌شوی دختر؟ محشر
خوشحالم که هستی. که دوستمی و افتخار میکنم بهش.

زمینی شدنت مبارک دخترک جان، امیدوارم زیر سایه خداوندجان و خانواده عزیزت به تمام ارزوهای ریز و درشت قشنگت برسی با دل شاد و لب خندون :)

راسی یه رازی رو بهت بگم، هیچ می‌دونی مفتخرم به اینکه تو بخش دنبال کننده‌هام تو اولین نفری؟
انقده ذوق می‌کنم بهش ^_^
پاسخ:
من یواشکی قبل از مسابقه ماهبان میخوندمت :)) بعدش روشن شدم
جدا اینا دو طرفه س آناهیتا ، همیشه حرفاتو یا تجربه کرده بودم یا درکش میکردم و یا بهش فکر کرده بودم ...
حتی یادمه روی اون پستی که در مورد داداشه :)) بود برام نوشتی یهو دیدم یه کفش اسپورت سایز ۴۲ تو جا کفشی :)) عین واقعیت بود ؛)
خلاصه که جات اینجاس  3> رفیق   روزهای دور ...

+ [ آیکون ذوق مرگی ]
بغل سفت سفت ... ماچ محکم محکم ^_^
آوو کادو
۱۴ تیر ۹۵، ۱۴:۴۹
هوووم
به نظرم جوونای نسل ما یا خیلی گستاخن، یا خیلی تسلیم و متوسط نداریم...!
هم که دارم هِی تسلیم تر میشم...

+تبریک عرض میکنم :-)
پاسخ:
صفر و یکی هستیم ... متاسفانه

+ خیلی سپاس :)
رها مشق سکوت
۱۴ تیر ۹۵، ۱۶:۳۶
اول از همه تولدت مبارک دوست تیرماهیِ هم ماهیِ من ;) و برات بهترینها رو آرزو میکنم
هرچقدر که بزرگتر میشیم، اصول ها و قواننینمون پررنگ تر و محکم تر میشن و دیدن دیگرانی که ازشون عبور میکنن سخت تر .. تنفرها بیشتر... عصبانیت ها پررنگ تر.. و تحمل هامون جنسش فرق میکنه
گاهی در برابر همه ی ازاردهنده ها سکوت میکنیم و در کمال آرامش تسلیم میشیم و میگذریم، اما گاهی هم پیش میاد، انتقام همه ی اون تسلیم ها رو میگیریم و یهو منفجر میشیم
امیدوارم این انفجار رو تجربش نکنی که خیلی نابودکننده است
پاسخ:
مرسی عزیزم ، اصن تیر ماهی ها همه شون بی نظیرن ؛)

چقدر خوب گفتی ، به نظرم واقعا همینه ...
خودمم امیدوارم تجربه ش نکنم چون میدونم رسما کن فیکون میشه :|
یوکتو :)
۱۴ تیر ۹۵، ۱۸:۵۶
تولدتون خیلی مبارک.
پاسخ:
خیلی خیلی ممنون :)
b lue
۱۴ تیر ۹۵، ۲۲:۱۶
تولدت بسی مبارک :)
پاسخ:
بسی ممنون و سپاسگزار :)
رهگذر
۱۵ تیر ۹۵، ۰۰:۰۶
hi
hope you are good

اولنش تولدت مبارک باشه.. انشالله روزها و لحظه های خوبی رو پیش رو داشته باشی.
در مورد متن نمیدونم چی بگم.. به نظرم اینم میگذره!.
به قول دوستت حافظ: چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.

و..
با کمال احترام برای شما و خواننده و تمام دوست داران موزیک پستت ، من خوشم نیامد و نتونستم زیاد گوشش کنم ، روحم نپذیرفتش..!! و برام تعجبی نداره حالت زیاد خوب نباشه ، اونم وقتی چنین موزیک هائی گوش میدی :) البته با تمام احترام.


و...

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یک سان نباشد حال دوران ، غم مخور

هان مشو نومید ، چون واقف نه‌ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی‌های پنهان ، غم مخور

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان ، غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله می‌داند خدای حال گردان ، غم مخور.(حافظ)




خدا یار و نگهدارت
پاسخ:
درود 
ممنون از لطف شما :) 
اون چیزی که میگذره عمره ! مشکلات با ما قد میکشن ؛)
من حالم «خوبه» :) فقط دارم به جریاناتی فکر میکنم و افکاراتمو‌ ثبت میکمم :)
خب سلایق فرق داره ، نظرتون محترم :)
تنهای او
۱۵ تیر ۹۵، ۰۱:۴۷
زاد روزت فرخنده :)

شاید انعطاف
پاسخ:
یه دنیا ممنون دوست جان :)

فکر کنم تا شدم دگ :))
رهگذر
۱۵ تیر ۹۵، ۰۵:۵۲
سلام
روز به خیر..

بزرگواری ،
نمیدونم چی بگم.. من به پرودگار عالم امیدوارم(مثل یه بچه به مادر مهربانش) ، و به اینکه دنیا اینطوری نیست که شما میگید.... من به حرفای انسانهای بزرگ عالم اعتماد میکنم: به اینکه به پرودگار عالم اعتماد کنم.


و..

هر کس بر خدا توکل کند ،
او برای وی کافی است.(الطلاق/ 3)


خوشحالم نوشتی خوبی.. من فکر میکنم یه روز به افکارت میخندی.
بزرگواری ، همچنین.. i agree :)




خداوندا مرا به بزرگی چیزهائی که داده ای آگاه و راضی کن
تا کوچکـی چیزهائـی که ندارم آرامشـم را برهم نریزد
و مرا یاری ده تا دلم را از سه چشمه حقیقت ، زیبائی و خیر سیراب سازم.(علی شریعتی)




خدا یار و نگهدارتون
پاسخ:
نمیدونم ... شاید بخندم ... هر چند الان به نظرم خنده دار نیس ...

ممنون
خاتون .
۱۵ تیر ۹۵، ۱۶:۱۸
یکتا جان تولدت مبارک :*
اگه میتونی حذفشون کن و تحمل نکن ، اون مواردی رو که هم نمیشه حذف کرد یه گوشه بذار که زیاد عذابت ندن .
پاسخ:
مرسی خاتون خوب من :)

تو یه گوشه جا نمیشه :))
♫ شباهنگ
۱۵ تیر ۹۵، ۱۶:۴۶
تولدت مبارک یکتا جان
پاسخ:
ممنون نسرین بانو :)
سید ظهیر
۱۶ تیر ۹۵، ۰۱:۲۷
ویژگی انسان عادت کردن است! خوب یا بدش را کاری ندارم، مهم آن است که آیا به عادت کردن هم میتوان عادت کرد یا خیر ؟!
امیدوارم به عادت کردن‌هایتان عادت نکنید، چرا که در تعبیر مولایم (علی) نکوهیده است.

++میلادتان فرخنده، امیدوارم سال به سال بر اندوخته هاتان افزوده شود.
پاسخ:
حتی اگه بشه به عدت هات عادت کنی به نظرم خیلی کسل کننده است !

++ ممنون از لطف شما :)
ویار تکلم
۱۸ تیر ۹۵، ۱۱:۰۴
شبیهیم تا حدودی با این تفاوت که دایره کارهایی که نفرت انگیز است برایم تنگ و تنگ تر شده!
پاسخ:
اینطوری سخت و سخت میگذره ... 
عباس زاده
۱۸ تیر ۹۵، ۲۰:۳۰
سلام علیکم مومن
عید بندگی بر شما مبارک
التماس دعا
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
:)
ریش قرمز (میلاد)
۱۹ تیر ۹۵، ۱۴:۳۹
یه مدت هم بگذره، کم کم این بی تفاوتی از ظاهر به درونتون رسوخ می کنه و واقعا در مورد خیلی مسائل که این روزها برای همه ما مث بادکنکی خیلی آب و تاب داره و هیجان برانگیزه، می فهمید که توش باده، و ساده به صدای خالی شدنش گوش می دید ;)

امیدوارم اصل کاری که روح و اندیشتونه، همیشه پر انرژی و شاد باشه و به جای تهیه لیست های تنفر انگیز، به دنبال موارد دل انگیز باشه، حتی اگر کم باشه.
:) [گل]
پاسخ:
به نظر خیلی کسل کننده میاد ...

ممنون :) به نظرم کم ِ ـش هم قدرتمنده !
ریحانه. الف :)
۱۹ تیر ۹۵، ۱۴:۴۱
این روزها همه همینجورین ..
همه خودشونو پشت لبخند هاشون پنهان کردن ...
:(:
# علیرضا آذره ؟
پاسخ:
همه چی آرومه ، من چقدر خوشبختم های زورکی !!!

+ بله :)
سیّد محمّد جعاوله
۲۸ تیر ۹۵، ۱۴:۲۰
سلام علیکم
وب زیبا و وزینی دارید
خوشحال میشم وب قلم کوچک بنده رو هم دنبال کنید
منتظر حضورتان در قلم کوچک هستم
متشکرم.
پاسخ:
:)
افشین ..
۲ مرداد ۹۵، ۰۳:۱۴
سلامت باشی جوان :)
پاسخ:
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">