همه اُمید بریده ...

قبلاًتر ها گفته بودم گاهی راه حل در عمق نا‌ اُمیدی مطلق است.[اینجا] هنوز هم می‌گویم، حتی حالا که یک اُمید خیلی خیلی کوچک در ته اعماق دلم جوانه زده. با اینکه کم سو و بی‌رمق است ولی هست و این بودنش مرا می‌ترساند، نیامده روی خیالاتم خیمه زده، مثل دوران نوجوانی رویا‌باف شده‌ام، خیال‌پرداز شده‌ام! بعد هی زود مچ خودم را می‌گیرم و کات... می‌ترسم از این جوانه‌ی اُمید ِ سر به هوا، می‌ترسم حریفش نشوم، می‌ترسم جلویش کم بیاورم، می‌ترسم فکر و ذکر غالبم شود، می‌ترسم کل کائنات بر پایه‌اش بچرخد، می‌ترسم بزرگ و بزرگ‌تر شود بعد یک روز یکهو بی‌هوا بگذارد برود و مرا در خیالاتم رها کند و گرومب ... باید زمین خورده‌ی اُمیدت باشی تا عمق دردناکی این گرومب را درک کنی! که بترسی از جوانه‌ی اُمید کوچکت... من که زمین خورده‌ات هستم حضرت معبود، راضی نشو به زمین خوردنم ... هیچ کس نداند تو که خوب می‌دانی من تاب ِ باز زمین خوردن و از صفر شروع کردن را ندارم، تو که می‌دانی من تا به اینجا راه درازی را یک تنه گز کرده‌ام، بیا دوباره خدایی کن و این جوانه‌ی اُمیدِ کوچکم را از ریشه بِخُشکان ! من نه دلم می‌آید و نه زورم می‌رسد، بیا و نابودش کن تا آرامش به روزهایم برگردد ... برگردم به همان روزهای بی‌دغدغه‌ی ممتد... جنگیدن برای اُمیدی که دست آخر از کنترل خارج می‌شود و نا اُمیدت می‌کند خیلی دردناک است، خیلی ترسناک است ... من مدتهاست به این نا اُمیدیِ مطلق خو گرفته ام. کاش در نا اُمیدی بسی امید نبود، حالا چه فرقی می‌کند پایان شب سیه به سپیدی می‌رسد یا نه ؟!


[1]

دانلودانه ...

تو مثله التماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم ...

یکتـا پنجشنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۵
نظرات (۱۲)
دخترک
۳۰ ارديبهشت ۹۵، ۰۱:۲۴
سلام.
امید زمین خورده .....چه تعبیر جالبی .با اینکه من با این وادی قرابت دیرینه دارم و گاهی به خودم میگم عجججججب دختر پررویی بودی و هستی که تا امروز تونستی دوام بیاری...
جالبه تو این دل شب دقیقا دقیقا ناامیدی بر وجودم خیمه زده .....نمیدونم چی بگم اما کاملا کاملا درک میکنم حس و حالت رو بانو
پاسخ:
سلام دخترک
به نظرم آدما تو شرایط سخت به خودشناسی میرسن ، فکرشم نمیکردم اینهمه پوست کلفت باشم !!!!
نگین ...
۳۰ ارديبهشت ۹۵، ۱۰:۵۵
کاش همه برگردیم به سرخوشی هامون
سرخوشی های نفهمانه کجاس ؟
روزهای بی دغدغه و...
پاسخ:
دلم تنگشونه نگین ....
نگار :)
۳۰ ارديبهشت ۹۵، ۱۶:۳۰
مدتها ناامید بودم. حالا کمی امیدوارم و اگه پایان این امید هم به ناامیدی برسه من میمیرم....
پاسخ:
یه وقتا باید به ناامیدی هم فکر کرد و یه احتمالاتی براش در نظر گرفت تا یهو غافلگیرت نکنه و شبیخون بزنه ...
افشین ..
۴ خرداد ۹۵، ۰۲:۲۸
امید شمشیر دولبه ست...
باید زمین خورده‌ی اُمیدت باشی تا عمق دردناکی این گرومب را درک کنی!
زیبا!
+چه عجب نوشتید! هر چند تلخ بود. :(
پاسخ:
چون تلخ میگذره کمتر مینویسم که دلتونو نزنم ، معذرت ...
مونارک Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
۷ خرداد ۹۵، ۰۹:۴۲
خیلی دردناک
خیلی ترسناک...
همه را با جانم حس کردم
پاسخ:
تجربه ی خوبی نیس ....
یک آشنا
۸ خرداد ۹۵، ۱۱:۴۱
من آروز های من که خدایا ، صبح بیدار نشم ، چقدر عمیق این خواسته رو داشتم ولی هر روز صبح دوباره همون آدم قبلی در همون جهان قبلی بودم :(
پاسخ:
شدیدا به این جمله چارلی چاپلین معتقدم که خوشبختی فاصله ی بین دو تا بدبختی ... 
رهگذر
۹ خرداد ۹۵، ۰۰:۱۵
سلام
امیدوارم خوب باشی


دنیا دو روز است
یک روز با توست و روز دیگر علیه تو ،
روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست ناامید مگرد
زیرا هر دو پایان پذیرند.(حضرت علی)

و...

به امواج اقیانوس نگاه کن
هرچه موجها بالاتر میروند فرودی که بدنبال آن فرا میرسد عمیق تر است..

زمانی تو موجی ،
و زمان دیگر گودی خالی..
از هردوی اینها لذت ببر ـ به هیچ یک از آنها وابسته نشو....

نگو دوست دارم همیشه در اوج باشم
این ممکن نیست
صرفا این واقعیت را ببین: این ممکن نیست...

هرگز چنین چیزی رخ نداده ،
و روی نخواهد داد.(اوشو)

و...

به یقین با هر سختی آسانی است ،
آری مسلما با هر سختی آسانی هست.(سوره الشرح ، آیه ۵ و ۶)

و..

ای بسا چیزى را خوش نداشته باشید در حالیکه آن برای شما خوب است
و یا آنکه چیزى را دوست داشته باشید حال آنکه شرِّ شما در آن باشد
خداست که می‏داند و شما نمی‏دانید.(سوره بقره آیه ۲۱۶ )

و..

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر *اعتماد* به الطاف کارساز(خدا) کنید.(حافظ)


و...

بر خداوند عزیز و رحیم توکل کن.(الشعراء/217)

او خداوندی است که از پنهان و آشکار با خبر است ،
و شکست‌ناپذیر و مهربان است.(السجده/6)



توکلمان به خدا مهربان.
پاسخ:
وقتی حالم چندان خوب نیس این کامنتای بلند بالا خیلی خوبن ، ممنون :)
رهگذر
۹ خرداد ۹۵، ۰۰:۲۷
نمیدونم از آهنگ سنتی خوشت میاد یا نه.... استاد شجریان بزرگوار یه آهنگ کنسرت تصویری داره به اسم *یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور* که از شعرهای حافظ هست... گاهی زمان های ناراحتی یا افسردگی این آهنگ به من تا حدودی آرامش میده.. مخصوصا اونجاش که میگه: هان مشو نومید ، چون واقف نه‌ای از سِر غیب ؛
باشد اندر پرده بازیهای پنهان ؛ غم مخور ، غم مخور....(موقع نوشتن یاد این آهنگ افتادم - شاید تو هم خوشت بیاد و...)


خدایا!
تو که تو گوشت هدفون گذاشتی ، نمی شنوی ما چی میگیم
حداقل بگو چی گوش میدی؟؟؟


اینقد سطح آرزوهامو آوردم پایین که به نفت رسیدم
فقط پول ندارم پالایشگاه بزنم...

و...

همه نابغه ها یکی یکی از بین ما رفتند ؛
سعدی ، حافظ ، زکریا ، ابن سینا ، مولوی ، شکسپیر و....
ما هم که حال و روز خوبی نداریم...



خدانگهدار
پاسخ:
اینقد سطح آرزوهامو آوردم پایین که به نفت رسیدم
فقط پول ندارم پالایشگاه بزنم...

:))))

+ خیلی ممنونم :) 
آوو کادو
۱۳ خرداد ۹۵، ۱۶:۳۳
گاهی فکر میکنم قانون زندگی، کلا به حالت سینوسی برنامه ریزی شده و اگر این روز هایی که توصیف کردید نباشد، روز های آرامش بی معنی می شوند... شاید هم اشتباه کنم!

+اما اطمینان دارم که خدا بزرگ تر و دلسوزتر از هر کسی بر ماست... از خدا بخواه که آرامش را از جایی که انتظار نداری، نزدیک کند...
پاسخ:
+ خب به حرفم گوش نمیکنه :(
Amir Mq
۱۳ خرداد ۹۵، ۲۱:۳۶
سلام دوست خوب من؛
وبلاگ زیبا و مطالب ارزشمندی دارید...
خوشحال میشیم به ما هم سر بزنید!
موفق و موید باشید :)
پاسخ:
:|
تنهای او
۲۴ خرداد ۹۵، ۱۹:۰۳
امید به خدا
پاسخ:
:)
Lady cyan ※※
۹ تیر ۹۵، ۱۹:۴۳
در ره خود خسته و بی تاب
یاسمن ها را به بوی عشق بوییده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
از سیاهی چرا حذر کردن
شب پُر از قطره های الماس است
آنچه از شب بجای می ماند
عطر سُکرآور گل یاس است...
پاسخ:
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">