حالا بیا برویم از رگبار واژه ها ویران شویم ...

بلاگر ها آدم های خاصی هستند ، فرقی نمی کند از چه و برای که و چطور و چگونه نقل می کنند ، منحصر به فرد بودنشان را می توانی لا به لای تک تک واژه هایی بیابی که نه گفتنی اند و نه نگفتنی ، همین که نوشتن عقاید و تفکرات و توصیف وقایع و خیال بافی جزئی از روزمرگی هایشان است یعنی با بقیه آدم ها فرق دارند ، این که هی میان واژه ها وول می خورند و تمام الفبا را می ریزند روی دایره و با وسواس ناب ترین هایشان را گلچین می کنند یعنی جور دیگری اند. بلاگر ها می فهمند یک کامنت می تواند چقدر مهم باشد ، یک موزیک می تواند چقدر جاذبه داشته باشد ، یک عکس می تواند چقدر تاثیر گذار باشد. حواسشان به هارمونیک میان واژه ها هست ، بلدند کدام کلمه را باید بولد کنند و عمق هر زوج کوتیـشن را درک می کنند ، بی انصافی ست اگر به سرعت تایپشان ننازند. میان این همه همهمه با چند حرف ساده ی بی حدود ، در این گوشه ی خلوت قشنـگ ، خلاصه می شوند در حروف بریده بریده ای که آدم های هم قـماش خودشان آن ها را می خوانند ، گاهی قضـاوت می کنند ، گاهی هم دردی ، یک وقت هایی هم فیـلسـوف بازی در می آورند ، بلاگر ها اغلب آدم های دقیق و ریز بینی هستند ، از آن دست آدم هایی که فکر می کنند ، زیادی فکر می کنند ، به جزئیاتی فکر می کنند که برایشان پررنگ تر از بقیه آدم هاست و من گمان میکنم جور دیگری فکر می کنند ، یک جوری که به واژه ها بیاید. یحتمل تفکری که به واژه کشیده شود صاحب جسورتری دارد که پی قضاوت ها و حرف و حدیث ها و نقد و انتقاد ها را به خودش مالیده. شاید بتوان نتیجه گرفت آدم های انعطاف پذیری تری هم هستند ، نه از آن دست آدم های حرص درآری که زمین به آسمان برسد و آسمان به زمین ، مرغشان یک پا دارد! اصلاً همین برخورد با آدم های متفاوت با طرز تفکر های گوناگون ، تیزی شخصیتی ـشان را می گیرد و تبدیل به یک بلاگر متعادل و در نتیجه تبدیل به آدم متعادل تری می شوند. خیلی طول نکشید که فهمیدم دوستان مجازستانی ام مرا با همان صفاتی می شناسند که اینجا پشت لپ تاپم دارم تایپ میکنم! هر چه قدرم که بخواهی خود خودت را پشت واژه ها قایم کنی ، دست آخر با مرور زمان به دست همین واژ ها لو می روی!!! به من باشد می گویم بلاگر بودن می تواند یکی از صفات باشد ، مثل اینکه می گوییم این یکی مهربان است و آن یکی مغرور ، می توانیم بگوییم فلانی بلاگر است! تازگی ها بلاگر بودن آنقدری برایم مهم شده ست که به این نتیجه رسیده ام ، اگر روزی قرار باشد ازدواج کنم خیلی بهتر است که بلاگر باشد و دست کم دو سال سابقه وبلاگ داری موفق داشته باشد! :) ، میان کـــرور کـــرور شبکه های اجتماعی ، آن هم ، هـمه جـــوره اش باید "یک چیزی" باشد که آدم را وصل کند به جایی مثل اینجا ، مثل این وبلاگ ، بلاگر ها با تمام تفاوت هایشان در همه چیز ، بی برو برگرد در این "یک چیز" مشترک اند ... !

[1]

چقدر همین گوشه ی آشنا خوب است ... "سید علی صالحی"  

[2]

در راستای سونامی حذف و تعطیلی وبلاگ‌ها که دوباره شروع شده تصمیم گرفتم این پست قدیمی رو از آرشیوم (30 تیر 93) دوباره بازنشر بدم ! توی این 6-7 سال وبلاگ‌نویسی هیچ وقت یه پست رو دو بار روی وبلاگم نذاشته بودم!

یکتـا دوشنبه ۱۶ شهریور ۹۴
نظرات (۵۸)
مترسک ‌‌
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۱:۰۳
هی میگم چقد این پست برام آشناسا :)) خودت اعتراف کردی :D خودم هم چند روز دیگه شبیه همچین پستی منتها از نوع دیگه‌اش رو می‌نویسم :| خدا باعث و بانیش رو بترکونه ایشالا :)) :| خدایی مظلوم‌تر از ما وبلاگ‌نویسا اصلاً خلق نشده :(
پاسخ:
اگه نمیگفتم لابد متهم میشدم به کپی پیست غیرقانونی ؛)
بنویس ، منتظریم :)
م. ج.
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۱:۰۳
کلی از همه مون تعریف کردی :)
دست مریزاد...
پاسخ:
آخه تعریفی هستین همه ـتون ؛)
آی دا
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۱:۵۲
من هم برای ازدواجم ترجیح میدم با یه بلاگر ازدواج کنم! فکر میکنم یه بلاگر بیشتر آدمو درک میکنه!
پستت عالی بود و ارزش دوباره گذاشتنو داشت
پاسخ:
اومممم ... منم بهش فکر کردم ؛)
ممنون آیدا جان ...
توقع این همه استقبال رو به خاطر قدیمی بودنش نداشتم قرار بود موقت باشه ولی نیست !
فاطمه .ح
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۱:۵۴
خیلی خوب بود.
لطفا موقت نباشه :)
پاسخ:
چه خوب که دوست داشتی فاطمه :)

چشم :)
خودم ...
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۲:۱۲
مرسی که واقعیت کار ما رو برا همه بیان کردی عزیزم:)
پاسخ:
آره اصلاً ما خیلی خوبیم :)
مـــیـــمـــ ...
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۲:۴۷
:)))) اینقد از بلاگرا تعریف کردی غرور منو گرفت:\ نه اینکه من خیلیم بلاگرم
پاسخ:
حالا یه بارم یه کم از خودمون تعریف کنیم ، چی میشه مگه ؟! :))
رفیعه رجعتی
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۲:۵۸
وب نویسی ی تعهده!من نمیدونم چرا بعضیا خدافزی میکنن:|

+مرسی ک این پست رو گذاشدی!:)
پاسخ:
آفرین ، دقیقاً تعهد !

+ من ممنونم که شما وقت گذاشتی و خوندی :)
یک مردِ جدّی
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۳:۳۰
تشکر بابتِ بازنشر
پاسخ:
ممنون که وقت گذاشتین :)
بانو آنالی
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۳:۵۲
خیلی خوب توصیفشون کردین :))
منی که تازه اول راهم..حس خوبی پیدا کردم که میتونم جزء این آدم‌های خاص باشم و امیدوارم یه بلاگر موفقی بشم
پاسخ:
بلاگر خوبی باش ، حرفه ای ... 
نیام ببینم جمع کردی رفتی هااااااااااااا :))
موفق باشی زیاااااااااااااد :)
هیده ...
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۳:۵۲
چه قدر این پست پر بود از حس های خوب ؛ از حرف های حق و درست ؛ از حرف هایی که واقعی بودن ... یه حقیقت هایی که میدونیم ولی یا بهش توجه نکرده بودیم یا انکارش میکردیم (: .
پاسخ:
انکار نکنیم ! ما بلاگرها خاصیم ؛)
فاطیما کیان
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۵:۱۴
من واقعا متشکرم از تو برای نوشتن این پست عالی , متشکرم که اینقدر دغدغه ی فکری منو درباره ی وبلاگ نویسی اینقدر زیبا وخواندنی نوشتی , کاش این سوناکی متوقف بشه دیگه شورش داره در میاد ...
پاسخ:
خوشحالم درکش کردی فاطیما ...
اونی که میخواد بلاگر باشه باید از قبل در موردش فکر کنه ! الله بختکی میان میرن ، نمیشه که :|
بدمست .
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۵:۱۵
۱- بلاگرا اکثریت قریب به اتفاق آدمای عقده ایی هستن, اینو یادت رفت بگی :دی
۲- دقت کردی خیلی در لفافه گفتی دنبال شوهر میگردی:دی
پاسخ:
1. مخالفم ! آدم عقده ای بین این همه شبکه های اجتماعی نمیاد اینجا ! جاهای دیگه قابلیت جلب توجه ش بیشتره ...
2. شدیداً تکذیب میکنم اینو بدجنس خان :)) بعدش اوشون باید دنبال من بگرده ، بعلع :p
دختر حــَوا :)
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۵:۱۶
موقت نباشه لطفا :) میخوام بش لینک بدم
پاسخ:
چشم :)
ف. قاف
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۵:۳۵
باز من یه مدت نبودم ملت دارن وبلاگاشونو میبندن خخخخخخ بابا من برگشتم به جون خودم! نرین !!! خخخخخ
با اینکه کم رنگ شدم ولی هیچ وقت دلم نمیاد ببندم وبلاگمو :)
پاسخ:
پس تقصیر شماست ؟؟؟ :))

آورین ! تو یه بلاگر حرفه ای هستی ؛)
مهندس بهشت
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۷:۳۰
خیلی خوب بود
بعد مدت ها یه متن خوب خوندم
ممنون از مستر نیما که مارو دعوت کرد
پاسخ:
شما خوب خوندین مهندس جان :)

بله بله ممنون از مستر نیما :)
شباهنگ .
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۷:۳۴
من به این پست 5 ستاره میدم :دی
پاسخ:
مگه برنامه دانلود کردی بهش ستاره میدی ؟ :))
باران (بهاری)
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۸:۲۱
سلام استاد یکتای عزیز
خوبی؟!
این پستت منو بعد از مدتها خاموشی ، روشن کرد :))
کاش این پستت رو خاتون میدید بعد تصمیم به رفتن میکرد.
کاش پستت رو بخونه و برگرده .
دست به تایپت بازم مثل همیشه عالیه.آفرین گل دختر:**
موفق باشی.
پاسخ:
استاد  کیه ؟؟؟ :)))

چه خوب که روشن شدی ؛) روشن باش !
باز یهویی خیلی ها رفتن و بستن :(

شاد باشی
ثریا شیری
۱۶ شهریور ۹۴، ۱۸:۵۲
بلاگر بودن خیلی حس خوبیه...
من دیگه اینقدره برام مهمه که توی جلسه ی خواستگاری وقتی داشتم با خواستگارم صحبت میکردم اینو هم مطرح کردم "من یه وبلاگ دارم که..."
اصلا وقتی تو یه جمع میفهمی یکی بلاگره، لامصب انگار تو یه کشور غریب با یه هموطن برخورد کردی :دی
پاسخ:
تشبیه ت عااااااااااااااالی بود ^_^ هموطن در کشور غریب ...
مریم بانو
۱۶ شهریور ۹۴، ۲۳:۰۵
آپ نکردن وبلاگ رو درک میکنم
چون خودم گاهی بهش دچار میشم
اما بستنش رو نه.

همسرم هم بلاگر نیست، اما خب وبلاگم رو خونده و میخونه زیاد.
پاسخ:
آره خب یه وقتایی آدم حرفش نمیاد ! اتفاقاً خوبه به نظرم ، آدم باید با فکر بنویسه نه همینطوری الکی :)

+ خیلی هم خوبه ^_^
تنهای تو
۱۷ شهریور ۹۴، ۰۰:۵۵
بعضی از این آدم های وبلاگی انگار زبان افکار آدمی را میچرخانند
و انقدر خوب روی احساس هایشان موج سواری میکنند که هر ببینده ای و یا خواننده ای و مبتلا میکنن به موج سواری روی دریای کلمات....!!!

و یکتای یکتای ما از اون ادم های وبلاگی موج سوار است...

یکتای من به سلامت دارش
پاسخ:
ممنون از لطف شما :)
من خجالتی ام هاااااااا یهو دیدی آب شدم رفتم تو زمین ؛)
فانتالیزا هویجوریان
۱۷ شهریور ۹۴، ۰۹:۲۵
چه نگاه دقیقی!
پاسخ:
بلاگری ِ دیگه ؛)
عم قزی نگار
۱۷ شهریور ۹۴، ۱۲:۳۴
قبل تر ها از خوانندههای خاموشتون بودم ، بعد از سکته بلاگفا دور وبلاگ نویسی رو خط کشیدم
این پست تون دور برگردون بود و من برگشتم! :)

این نوشته رو مانیفست بلاگرها اعلام میکنم.
پاسخ:
راس میگی؟! برگشتی ؟! بیا بغلــــــــــــــم :* 
این عالیه ه ه ... خیلی خوشحالم کردی دوست خاموش ِ روشن شده ^_^
برگشتنت رو تبریک میگم :)

negar .s
۱۷ شهریور ۹۴، ۱۳:۱۱
چه تعریف خوبی از بلاگر ها داشتی :))
من همیشه معتقد بودم هیچ جا مثل وبلاگ نمیشه :)
پاسخ:
منم ! هیچ کجا بلاگ نمیشه !
خودم هر شبکه اجتماعی میرم بند نمیشم و اکانتو میبندم باز میارم ور دل همین نیمه سیب سقراطی خودم :)
سید وحید
۱۷ شهریور ۹۴، ۱۳:۲۱
بلاگرها از اعجاز کلمه باخبرند
پاسخ:
صد البته :)
_- عاطفه -_
۱۷ شهریور ۹۴، ۱۴:۱۶
یک توضیح دقیق اما منهای افراد کپی پیست کننده..
پاسخ:
منهای اونها ؛)
هولدن کالفیلد
۱۷ شهریور ۹۴، ۱۵:۱۰
سوماً که!!! من میرم به اسم خودم توی وبلاگم منتشرش میکنم! ببینم کی میخواد بیاد به من بگه سبک! همه میدونن این پست نوشته من بوده!!! :|
دوما که! چه پست قشنگی بود! و اولا که با اینکه قشنگ بود در مورد عموم بلاگرها وارد نمیدونمش!
به علاوه اینکه این خزبازیهای وبلاگ بستن و مخصوصا حذف کردم به شدت ناراحت کننده است.
پاسخ:
خب ناراحت شدم به راحتی کپی پیستش کرده بودن :(
خودمم به همه تعمیمش نمیدم !
همون به قول شما خز بازیِ :))
شبیه یاس ....
۱۷ شهریور ۹۴، ۱۸:۵۹
عاااااااالی بود....
پاسخ:
عالی نگاه شماست :)
خانوم ِ لبخند :)
۱۷ شهریور ۹۴، ۱۹:۵۴
دفعه ی قبلی هم که خوندم دوسش داشتم پست رو : )
هیچ جا وبلاگ نمیشه..دقیقا مثل همون ضرب المثلی که میگه هیچ جا خونه آدم نمیشه :))
پاسخ:
شما لطف داری بانو ^_^
شدیداً موافقم :)
مهسا.م
۱۸ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۳
خیلی قشنگ نوشته بودیا...به نظرم یه بلاگر واقعی و با سابقه هیچ وقت نمیتونه واسه همیشه بره...
پاسخ:
شما قشنگ خوندی مهسا جان :)
موافقم :)
ریش قرمز
۱۸ شهریور ۹۴، ۰۵:۱۳
:)
پاسخ:
:)
آلبرت کبیر
۱۸ شهریور ۹۴، ۰۷:۴۷
وب منم در حدیه که بگی فرمول به طور خودکار وصل میشی اونجا :))))
به کش تنبونم قسم :)))
پاسخ:
خوبه که اتفاقاً ، جدید و نو :)
شیمیست خط خطی
۱۸ شهریور ۹۴، ۱۲:۱۹
چقدر قشنگ حس مشترکمان را توصیف کردی! :)
پاسخ:
قشنگ خوندی شیمیست جانم :)
سارا سمایی
۱۸ شهریور ۹۴، ۱۶:۰۲
اوه..چه زیبا
متنت فوق العاده بود.بعد از مدتها یه متن خوب خوندم.
با این توصیفها و تعریف و تمجیدها به خودم بالیدم که من هم یه وبلاگ نویسم.البته قبل از هر چیز من یه نویسنده ام.همه نویسنده ایم. نویسنده رو با کاغذ و قلم و " تفکر "ـش می شناسن.
عالی بود.امیدوارم منم توی این کار جز حرفه ایی ها بشم.
پاسخ:
ممنون از لطف شما :)
حق با شماست آدم با تفکراتش شناخته میشه ...
سارا سمایی
۱۸ شهریور ۹۴، ۱۶:۰۳
می خوام با اجازتون لینکش کنم. :)
پاسخ:
باعث افتخار من :)
الف
۱۸ شهریور ۹۴، ۲۲:۵۲
من بلاگر نیستم
اما بلاگر ها رو دوست دارم.
چند سال پیش سه تا پست نوشتم ولی روی محافظه کارم نگذاشت ادامه بدم بلکه مجبورم کرد پست های قبلی رو پاک کنم. محافظه کاری بزرگترین دشمن وبلاگ نویسیه
همیشه آرزو داشتم بدون ترس نویسم
ای بلاگر به خودت افتخار کن که آرزوی منی
پاسخ:
منم اولش خیلی با دلهره پست میذاشتم الان که بهش فکر میکنم خنده م میگیره :))
اصلاً به اون دلهره آوری و ترسناکی که فکر میکنی نیس ،جو و محیطش خیلی باصفا تر از اونی که از دور می بینی ...
قرار نیس هیچ اتفاقی بیفته ... باور کن ترس ـت بی مفهوم ِ ...
امیدوارم خیلی زود بیای و آدرس وبلاگت رو بهم بدی :)
رگ ها
۱۹ شهریور ۹۴، ۰۰:۰۶
آره واقعا ! جمع کردن و حذف کردن خز بازیه ! :|
پاسخ:
جسارتاً وبتون چرا نیست ؟ 
ayda
۱۹ شهریور ۹۴، ۰۰:۰۷
چقد شوک بدی بود این حذف و تعطیلی :|
هنوزم نمیشه از بلاگفا ب اینجا منتقل کرد؟؟؟؟ :(
پاسخ:
من که دیگه گذشتم ازش ....
محدثه عارفی
۱۹ شهریور ۹۴، ۰۲:۴۲
سرعت تایپ رو گل گفتی : ))) کلی باهاش مانور میدم یکتا توی کلاس ؛)
پاسخ:
خیلی هم خوب :))
خانوم شین
۱۹ شهریور ۹۴، ۱۵:۱۰
من واقعا از سبک نوشتن شما خوشم میاد.خیلی خوب می نویسید.حال و هوای وبلاگتون هم که جای خود.اگه رشتتون ادبیات و هنر و اینجور چیزها نیست باید بگم خیلی با استعدادید!!
پاسخ:
شما بسیار بسیار لطف دارین :)
ولی انصافاً اینجوریام نیست دگ ... خجالت کشیدم 
آرامیس بانوی هزار فصل
۱۹ شهریور ۹۴، ۱۶:۰۹
متن قشنگی بود.اینقدر در مورد بلاگرها تعریف کردی که فکر کردم شخصیت مهمی هستم :))
پاسخ:
پس چی که هستی ؟ ؛)
سیـن بـانو ...
۱۹ شهریور ۹۴، ۱۷:۲۵
ممنون .. جالب بود .. منتها در مورد افرادی صدق می کنه که نوشته های وبشون ، دست نوشته های خودشونه .. و در مورد اون همسر آینده هم .. راست گفتی ـآ! :))
پاسخ:
میدونی من میگم بالاخره اونام باید الگو برداری کنند تا یاد بگیرند :)
بهله بهله ... یه همچین آدم ریزبینی هستم من :)))
محمد علی
۱۹ شهریور ۹۴، ۱۹:۰۵
این پستو خیلی خوب یادمه

من همچنان هستم و خواهم بود :دی
پاسخ:
حضورتون مستداااااام :)
آبجی ..
۱۹ شهریور ۹۴، ۲۱:۳۹
من که نرفته برگشتم...نتونستم بلاگم رو ترک کنم!!:)
ندیدیم نتیجه رو نوشته باشید!!!!
از موفقیت تون خوشحال خواهم بود
پاسخ:
کار خوبی کردی که برگشتی :)

بله قبول شدم ، مرسی یادتون بود 
خزنده
۲۱ شهریور ۹۴، ۱۶:۰۸
ئه... اونموقع هم این پست رو خیلی دوست داشتم! خاطرات زنده نمودی و مشعوفمان کردی!
پاسخ:
نگفته بودیاااااا ... :)
خوشحالم اینطوره ^_^
بابا شاه
۲۲ شهریور ۹۴، ۰۹:۳۹
2 سال سابقه وبلاگ نویسی رو داریم
:دی
پاسخ:
بذاری کنار به دردتون میخوره ؛)
بهار شیراز
۲۶ شهریور ۹۴، ۰۹:۳۷
چه شیرین بود این پست... خیلی به دلم نشستتتتتتت
پاسخ:
شیرینی از خودتونه :)

+ آدرس ؟
محمد
۲۶ شهریور ۹۴، ۱۹:۱۵
شاید هم برای خود نمایی در انتخاب واژه ها سخت گیری می کنند شاید هم...
نه نه نه اصلا هم اینطور نیست و من احساس خود را عوض کرده و به این نتیجه رسیدم ارزش یک بلاگر بالاتر از این حرف هاست و کاملا حرف شما صادق می باشد
پاسخ:
خیلی هم خوب :)

+ می بینم که بازم بلاگفاتون ترکیده :))
محمد
۲۹ شهریور ۹۴، ۲۲:۰۹
خدا رو شکر دوباره برگشته سر جاش
:))))))))))))))))))))))
پاسخ:
خدایی به چیه این بلاگفا دل خوش کردین ؟؟؟ :|
محمد
۳۱ شهریور ۹۴، ۲۰:۱۲
به در به داغونیش و خوبیشو
و سادگیش
پاسخ:
:|

بیان رو ندیدی که بلاگفا از سرت بیفته !
محمد
۲ مهر ۹۴، ۱۱:۰۵
چرا دیدم اما به دلم نشست
ضمنا چه فرقی می کنه
شما که نه به بلاگفای ما سری می زنید و نه به بیان ما(حالا مثلا من یه بیان هم درست کنم)
پاسخ:
ای بابا :| چرا به روم میارین ؟؟؟ به خدا نمی رسم ! میام ، قول میدم ، کم‌کم، یواش‌یواش :)
الن 12
۳ مهر ۹۴، ۱۵:۲۴
باعث شدی به خودم افتخار کنم :دی

+
با ذکر نشانی کپی شد :)
پاسخ:
چه خوب :)
+
ممنون :)
نت فالش
۱۰ مهر ۹۴، ۲۲:۱۸
از ما بلاگر ها خفن تر نداریم:| مگه داریم؟:دی
پاسخ:
نـــــــــــــــــــــــــــه نداریــــــــــــــــــــــم  ؛)
مسعود سلطانیان
۱۲ مهر ۹۴، ۲۰:۵۶
خوب بود
پاسخ:
خوب خوندین جناب :)
sepideh AL
۲۲ مهر ۹۴، ۲۲:۰۰
سلام
چقدم قشنگ نوشتین..آدم تحریک میشه به شدت برای نوشتن و ادامه دادن
پاسخ:
درود 
شما قشنگ خوندین ثریا جان :)
محکم محکم ادامه ش بده ؛)
گلسا راد
۴ آبان ۹۴، ۱۹:۰۰
سلام:)
انقدری خوب بود این نوشته که گذاشتمش تو پیوندهای روزانه,,,که بقیه هم بخوننش:)
پاسخ:
ممنون گلسا جان ، لطف کردی :)
ساکن (میم‌سین)
۷ آذر ۹۴، ۱۳:۴۵
نمی دونم چرا دوباره داغ دلم مربوط به بلاگفا تازه شد...
چه چیزایی رو گرفت ازم.
پاسخ:
داغش همیشه تازه ست ...
شاهزاده شب
۱۷ آذر ۹۴، ۰۹:۰۹
یکی از بهترین متنایی بود که حرف دل صدها نفره.....
ممنون برای نوشتن این واژه ها:)
پاسخ:
ممنون از شما که وقت گذاشتی :)
مریم
۴ مرداد ۹۶، ۱۰:۳۹
عالی بود :)
پاسخ:
عالی نگاه شماست :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">