کشف ِ غفلت ...

| سال‌ها پیش که پدربزرگم در آخرین سال‌های عمرش در هر وعده‌ی غذایی کلی قرص‌ در ابعاد و رنگ‌های متنوع را یک جا می‌خورد و من با تعجب و کمی ترس به این فرآیند زل می‌زدم به من گفت " آدم‌ها وقتی احساس پیری و ناتوانی بکنند مجبورند قرص بخورند." و من تازه متوجه شدم حق با پدربزرگم بود ، آدم‌ها از همان لحظه‌ای که احساس ناتوانی کنند و سپر بیاندازند و دست از جنگ بکشند ، شروع به پیر شدن می‌کنند. حالا من سپرم را دوباره در دست گرفته‌ام و مدتی‌ست از شر این قرص‌های لعنتی خلاص شده‌ام .|

یکتـا شنبه ۲۰ تیر ۹۴
نظرات (۵۵)
فاطمه .ح
۲۰ تیر ۹۴، ۱۵:۴۹
چقدر خــــــوب :)
پاسخ:
خیلی ی ی ی :)
فاطیما کیان
۲۰ تیر ۹۴، ۱۵:۵۲
الهی شکر همیشه سلامت باشی عزیز دلم :)
پاسخ:
ممنون فاطمه ی خوب من :)
mim h.m
۲۰ تیر ۹۴، ۱۵:۵۲
عالی بود عالی منم یه روز سپرمو برمیدارم
پاسخ:
حتماً این کار ُ بکن :)
آبان ...
۲۰ تیر ۹۴، ۱۵:۵۵
جنگیدن قدرت می خواهد..
جنگ همیشه مزخرف است.. قربانی دارد.. خون.. درد...
پاسخ:
گاهی ما به وجودش نمیاریم و یهو می افتیم وسط معرکه ! اون وقت ِ که باید جنگید حتی اگه ...
خودم ...
۲۰ تیر ۹۴، ۱۵:۵۵
پیرشدن ربطی به سن و سال نداره.بنظرم دیگه ربطی به قرص خوردنم نداره.این روزا اگه ادم بتونه تو زندگی دووم بیاره و زندگی کنه ینی جوونه.حتی اگه 90سالشم باشه.
پاسخ:
صرف تجربه ام میگم ، روح و جسم بهم مربوطن ، وقتی روحت پیر بشه جسمت حتماً قرص میخوره ...
مترسک ‌‌
۲۰ تیر ۹۴، ۱۵:۵۷
قسمت دردناکش اون‌جاشه که هم خودش هم خودت و هم بقیه می‌دونن دیگه اون دوا درمونا موثر نیست... خدا همه رفتگان جمع رو ببخش و بیامرزه...
پاسخ:
اولاً خوبه روانشناسی دکتری چیزی نشدی شما ! با این روحیه ی امید دادنت !!! والا :))
ثانیاً فرق ِ بین این که اول جسم ـت پیر بشه بعد روح ـت یا اول روح ـت پیر بشه بعد جسم ـت ! 
مترسک ‌‌
۲۰ تیر ۹۴، ۱۶:۱۱
من صرفاً فوکوس کردم روی اون قسمت قرصی‌جات متن :D
الان باید امید می‌دادم؟ خب! اوهوم اوهوم، بله! با تشکر از دوست عزیزمون که این فرصت رو در اختیارم قرار دادن باید به عرض و طول (!) شما برسونم که شاعر می‌فرماد: در نومیدی بسی امید است، در باقالی‌پلو کمی شوید است! :))
پاسخ:
:))
م. ج.
۲۰ تیر ۹۴، ۱۷:۰۵
با اینکه هیچوقت قرص مصرف نکردم ولی مطمین نیستم که جنگیده باشم تو این سالها...
ایشالا همیشه سلامت باشید..
پاسخ:
حتما آدم با قرص نمی جنگه ... ولی من روح و جسمم زیادی با هم در ارتباطن و خیلی زود رو هم تاثیر میذارن !
الهی که همیشه سالم باشی :)
رها مشق سکوت
۲۰ تیر ۹۴، ۱۷:۳۵
دقیقا وقتایی که تو زندگیم نمیجنگیدم، وقتایی بوده که بیشتر از هرموقعی قرص میخوردم
از واژه ی جنگ زیاد خوشم نمیاد، شاید چون فکر میکنم در عین اینکه بارمعناییه مثبت هم داره، اما بار منفیش زیادتره، بیشتر به جاش از تلاش و کوشش استفاده میکنم. الان خیلی وقته که رو پاهای خودم ایستادم و برای خواسته هام و برای ساختن زندگیم تلاش میکنم و دیگه به هیچ قرصی هم نیاز ندارم
پاسخ:
خط اولت خود خود منه ...
درک میکنم چی میگی و قبول دارم ولی انگار واژه جنگیدن جدی تره !
یک مردِ جدّی
۲۰ تیر ۹۴، ۱۷:۵۳
من حس میکنم قرص ها نوعی سپر هستند!
پاسخ:
شاید ...
آلبرت کبیر
۲۰ تیر ۹۴، ۱۸:۱۹
منم چن وقتی هس قرص نمیخورم ... البته قرص ضد حساسیت :)))
لازم هس به کش شلوارم قسم بخورم آیا ؟؟؟ خخخخخخخخ
پاسخ:
یعنی باید دوباره از پاییز شروع کنید ؟؟ :p
قسم که نه ، ولی میتونی معادله ش رو بنویسی :))
شیمیست خط خطی
۲۰ تیر ۹۴، ۱۸:۳۰
منم با قسمت دومش موافقم :)
پاسخ:
خیلی هم خوب :)
سایه روشن
۲۰ تیر ۹۴، ۱۸:۳۶
دوست قدیمی من سلام
فکر میکنم اگر یکی از پست های سال 93 خودتون رو ویرایش کنید (صرفا وارد بخش ویرایش بشید کافیه و نیازی به ویرایش کردن واقعی نیست) و پس از خاتمه دکمه ثبت نوشته و بازسازی وبلاگ رو بزنید کل آرشیو 93 شما برمیگرده . امیدوارم این راهکار عملی باشه و بتونه نوشته های قشنگ و باارزشتونو برگردونه
پاسخ:
سلام :)
یعنی باید بشینیم بلاگفا رو رمزگشایی کنیم :)) 
مرسی از لطفت ، فعلاً که برنگشت !
اقای روانی
۲۰ تیر ۹۴، ۱۸:۳۹
خدا رو شکر که سپر بلند کردی :)
پاسخ:
آماده ی نبرد هستم الان :) حمله ه ه ه ه ... !
اقای روانی
۲۰ تیر ۹۴، ۱۸:۴۰
کتاب بسیار قشنگی صد سال تنهایی خوندمش :)
پاسخ:
اصلا شبیه تصوراتم نسبت به اسمی که داشت نبود :)
اقای روانی
۲۰ تیر ۹۴، ۱۹:۱۳
اون حمله ایی که گفتی خدا بود :)))
هر کی حال کردی ... هر وقت دل نوشتن داشتی...
پاسخ:
نمیشه که همه ـش روزگار حمله کنه ! یه بارم ما حمله کنیم ! والا ؛)

اوکی :)
خزنده
۲۰ تیر ۹۴، ۱۹:۳۰
ببین... خیلی مسخره س. اصل ِ بی منطقیه، آخه چرا ارزش جنگیدن داشته باشه، هیچ قابل دفاع نیست این حرف. ولی... ولی ته تهش نمی دونم چرا خیلیا اعتراف می کنن که این حرف الکی مزخرف بی منطق، کاملا درسته! بعله دنیا ارزش جنگیدن داره. منم اعتراف می کنم
پاسخ:
آره میدونم چی میگید ولی به نظرم شرافتمندانه تر از اینه که برچسب بازنده بخوریم ...
خاتون .
۲۰ تیر ۹۴، ۱۹:۵۲
هرکسی یجور خودشو میکشه ، سن و سال هم نمیشناسه. تا وقتی که میجنگی و پویایی تو هر سن و شرایطی باشی زنده ای وگرنه از پا درمیای.خوشحالم که سرپا شدی
پاسخ:
حق با تو ـه ...
مرسی خاتون عزیز من :*
ریش قرمز
۲۰ تیر ۹۴، ۲۰:۰۴
الحمد لله [لبخند]
پاسخ:
ممنون :)
آدم ارغوانی
۲۰ تیر ۹۴، ۲۱:۰۵
بسیار هم عالی... :)
پاسخ:
:)
مهرزاد
۲۰ تیر ۹۴، ۲۱:۳۷
همه تو زندگیشون برا یه بار هم که شده سپرشون رو میندازن مهم اینِ که دوباره برش داری و بجنگی:))
پاسخ:
باید انگیزه ش باشه ! حداقل من از اون دست آدمهام که به یه انرژی فعال سازی واسه بلند شدن نیاز دارم :)
آی دا
۲۰ تیر ۹۴، ۲۲:۲۷
ولی من انگار سپرم رو نمیخوام بلند کنم!!
پاسخ:
بخواه !
محدثه عارفی
۲۱ تیر ۹۴، ۰۰:۱۲
بجنگ دختر :) تو یک تایی ^__^
پاسخ:
فدای تو رفیق :*
آقای سر به هوا ...
۲۱ تیر ۹۴، ۰۰:۱۶
سلام
پست آخرتو خوندم ! سبک نوشتنت رو دوست دارم
اگر با تبادل لینک موافقی منو با عنوان " دلنوشته های آقای سر به هوا " لینک کن و بعد خبرم کن تا منم لینکت کنم
راستی ! یادت نره عنوان لینک + آدرس وبت رو برام بفرستی
منتظرتم
پاسخ:
:|
ف. قاف
۲۱ تیر ۹۴، ۰۰:۵۸
:)))
پاسخ:
می خند ؟!
خانم انـــــار
۲۱ تیر ۹۴، ۰۱:۱۵
احسنتم :)
پاسخ:
طیب طیب الله ، احسنت باریکلا :))
عاطفه
۲۱ تیر ۹۴، ۰۱:۱۵
چه خوب...
+ولی من باید تا اخر عمرم قرص بخورم
پاسخ:
الهی که همیشه سلامت باشی دوست خوبم :)
❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu
۲۱ تیر ۹۴، ۰۳:۳۱
قرص نخورین،شبکه ی آندوپلاسمی صاف کبدتون گسترده میشه :|
پاسخ:
آدم بین بد و بدتر بد رو انتخاب مکینه آسی پولیکا جان :)
محمد علی
۲۱ تیر ۹۴، ۰۷:۱۹
آیا با خوندن این پست باید نگران بشم ؟
پاسخ:
خیر :)
آلبرت کبیر
۲۱ تیر ۹۴، ۱۰:۳۶
نه کلا تو ترک قرصم ... من و قرص خیلی وقته قهریم :)))
در مورد مسایل دیگه فرمول گذاشتم :))
پاسخ:
خب خدا رو شکر :)
همسر سید علی
۲۱ تیر ۹۴، ۱۳:۴۳
واقعا ارزش جنگیدن رو داره ...
به نظر من کلا جنگیدن برای عقایدی که بهشون ایمان داری شریفترین کار ...
پاسخ:
هر هدفی ارزش تلاش کردن رو داره :)
سین میم ر
۲۱ تیر ۹۴، ۲۰:۱۴
یه زمانی این عکس کاور فیسبوکم بود ... یادش بخیر
پاسخ:
:)
زهرا رضایی
۲۱ تیر ۹۴، ۲۰:۲۳
خیلی خوبه که این :)
پاسخ:
بله ه ه ^_^
رهگذر
۲۲ تیر ۹۴، ۰۰:۰۰
سلام

روح همه رفتگان شاد
مولانا توی دیوان شمس یه شعر بسیار زیبا در مورد مریض شدن و قرص خوردن داره ، شعرشو پیدا نکردم! اگر یه روز پیداش کردم بهت نشونش میدم تا تو هم بخونیش - یه نگاه تازه و جالب و زیبا بهت میده ، برای من اینطور بود. یادمه اشو هم دیگاهی شبیه دیدگاه مولانا در مورد مریض شدن و قرص خوردن داشت.

خلاصه حرفاشون تقریبا این بود که مریض شدن معمولا یه علامت هست از طرف بدن ، علامت اینکه ما یه جای کارمون اشتباه ست و داریم اشتباه برخورد و عمل میکنیم. تا اونجائیکه یادمه اونا میگفتن ما باید به دنبال رفع علت اصلی باشیم و اونو رفع کنیم. نه اینکه با خوردن قرص و دوا روی صورت مسئله اصلی خط بکشیم و اونو کنار بزنیم. میگفتن انسان تا یه حدی میتونه این علامت هارو نادیده بگیره. توضیح من زیاد جالب نیست. ، اگر عمری بود و یه روز شعرشو پیدا کردم برات میفرستمش.



احتمالا برای مدتی مطالبتو به صورت خاموش بخوانم.



روزگارتون شاد
پاسخ:
فکر کنم متوجه منظورتون شدم :)

هر جور راحتین ...
محمد
۲۲ تیر ۹۴، ۰۰:۳۲
قرصم یک نوع سپر است
انسان که بدون سلاح (بدون سلاح) به جنگ نمی رود.
پاسخ:
شاید سپر جسم باشه ولی سپر روح که نیست ! واسه جنگیدن هر جفتش نیازه :)
خانوم ِ لبخند :)
۲۲ تیر ۹۴، ۰۰:۴۵
دست تنها جنگیدن سخته اما حداقلش اینه اگر شکستم بخوری میدونی که خطر کردی، جنگیدی اما نشده..

سپرت همیشه بالا : )
پاسخ:
به نظرم هر کسی مبارز زندگی خودشه ! کی میاد برای زندگی من و شما بجنگه جز خودمون ؟

ممنون رفیق :)
پژمان
۲۲ تیر ۹۴، ۰۷:۳۷
سلام
راستش به صورت خیلی مسخره ای دائم در حال نبرد با کائنات اطرافم هستم. یه نبرد مزحک و خسته کننده. یواش یواش دارم مومن میشم به اینکه برای جنگیدن زاده شده ایم. این ماجرا هنوز تموم نشده باید سپر و کلاهخود رو آماده کنم برای غول مرحله بعدی. نمی دونم این ورژن بازی مسخره دنیای من کی قراره تموم بشه.
پاسخ:
وقتی تموم بشه یعنی شما هیچ هدفی نداری ... درستشم اینه که تموم نشه !
..
۲۲ تیر ۹۴، ۱۶:۳۰
هوم!
آخرین سکانس هفت
پاسخ:
بله :)
غر زن
۲۲ تیر ۹۴، ۲۰:۱۳
قالبت لایک داره.
مطلبت وابستم کرد.
پاسخ:
اوه اوه ... ممنونم ^_^
نرگس ...
۲۲ تیر ۹۴، ۲۱:۱۰
منl معده ام پکیده ، به خاطرش قرص مرص تعطیل ....
جنبه هم که ندارم ، جو گرفتتم ، قرصای معدمم نمیخورم :D
باشد تا رستگار شوم ... :p
پاسخ:
تجربه دارم نرگس ! معده درد خیلی بده ! قرصاتو منظم بخور راحت بشی :)
Aura ...
۲۲ تیر ۹۴، ۲۱:۲۰
دلت قرص باشه، مهربون :)
پاسخ:
این کامنت چه خوشمزه بود ^_^
مهدی
۲۳ تیر ۹۴، ۰۲:۱۲
من هم دارم سپرمو بر میدارم که برم جنگ.
پاسخ:
کار خوبی می کنید :)
ayda
۲۳ تیر ۹۴، ۰۲:۴۰
خییییلیییییی خووووب !
چقدر اینجا خشگل شده یکتااااااااا!!!!!!
دقیقن مثل وبلاگ قبلیت!!!
اخه چطور :(
پاسخ:
مرسی عزیزم :*
اجی مجی لاترجی :))
اسقف اعظم
۲۳ تیر ۹۴، ۰۳:۴۹
پیری پروسه ی غم انگیزیه!
پاسخ:
اوهوم ...
محمد
۲۳ تیر ۹۴، ۱۰:۱۳
فیلم رهایی از شائوشانگ رو حتما ببینید!! اگه تا الان ندید
پاسخ:
ندیدم ! 
باش :)
آرامیس بانوی هزار فصل
۲۳ تیر ۹۴، ۱۲:۴۵
فکر کنم منم سپرمو انداخته باشم :(
پاسخ:
بَرِش دار :)
فاطمه .ح
۲۳ تیر ۹۴، ۱۹:۱۱
تا صفحه ی 16 خوندم صد سال تنهایی رو. یه جورایی هم کنجکاو بودم که ادامه ش یدم. اما این خطِ راستُ ثابت منو اذیت میکرد. نمیتونستم بخونم.
پاسخ:
آره میفهمم ! صرفاً یه روایت ِ :)
آلبرت کبیر
۲۳ تیر ۹۴، ۱۹:۲۴
اون بالا کتاب جدید معرفی میکردی !!! اون کتاب به تاریخ پیوست دیگه !!! واسه دوران طفولیت من بود :)))
پاسخ:
به خاطر تغییرات قالب آوردمش پایین ! بعد به دلم نچسبید بردمش همون سمت چپ [آیکن خوددرگیری مزمن] :))
نایب ..
۲۴ تیر ۹۴، ۰۰:۱۱
نگاه جالبی بود به جنگ.
پاسخ:
شاید ...
ماهی
۲۴ تیر ۹۴، ۰۲:۴۷
شمشیر بی زحمت یادت نره :)

گاهی وقتا فقط دفاع کافی نیست باید اجازه بدی ازت بترسن.
پاسخ:
چه خشن :))
ولی آره ... موافقم ؛)
MIM HOOSHMAND
۲۴ تیر ۹۴، ۱۶:۲۹
هدر جان خیلی نازن

+نیمچه سپری دست گرفتیم وبازگشتیم
پاسخ:
مرسی عزیزم :)

+ این عالیه :*
ف میم
۲۵ تیر ۹۴، ۱۴:۲۹
یاد یه شعر از شهریار افتادم
ربط نداره ب مطلب ولی من قراره بدم روکیک تولدم بنویسنش
«پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند»
پاسخ:
روزهای تولد آدم بدجوری احساس پیری میکنه :(
Bluish
۲۵ تیر ۹۴، ۱۶:۲۱
پس این اسمش پیری ‍ه!
پاسخ:
شاید ...
ناصر .
۲۸ تیر ۹۴، ۱۶:۱۱
هفته پیش سونو دیدم. آقا چقدرررر خوب بود. چقدررررر. چقدررررررر د:
پاسخ:
:)
افشین ..
۱۷ مرداد ۹۴، ۱۹:۲۸
من هر چقدر فکر کردم نتوانستم برداشت شما رو از جمله ی پدربزگتون داشته باشم!
پاسخ:
این خوبه یا بد ؟!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">